close
تبلیغات در اینترنت
توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

توصیه های مشاور

روانشناسی نسل آینده

توصیه های مشاور
جملات ناب:
موضوعات
آرشیو مطالب
برچسب ها :

ویژگیهای روان شناختی عقب ماندگان ذهنی

,

عقب ماندگان ذهنی

,
ویژگیهای روان شناختی عقب ماندگان ذهنی

روانشناسی نسل آینده

اینهلدر بر اساس نظریه پیاژه طرحی را ارائه داد که در آن  بزرگسالان عقب مانده را دسته بندی کرده بود .

وی به این نکته پی برد که :

بزرگسالان عقب مانده شدید و عمیق (کانا)در سطح هوش حسی حرکتی تثبیت شده اند.

بزرگسالان عقب مانده معتدل (کالیو)ناتوان در فایق  آمدن  بر دوره مشهودی ما قبل عملیاتی هستند.

بزرگسالان عقب مانده خفیف(کودن)در سطح عملیات عینی عمل می نمایند

و  بزرگسالان  مرزی تنها به استفاده از شکل های ساده عملیات صوری قادر هستند.

نضج در کودکان عقب مانده ذهنی از بسیاری جهات کند می باشد . سنین نشستن،راه رفتن و به ویژه تکلم به تاخیرمی افتد آنها در6 سالگی هنوز آماده  یادگیری زبان  نیستند و اندام های   آنان به رشد خودادامه می دهند.

عقب ماندگان ذهنی به علت نقص دررشد هوشی در حد  کودکان  عادی نمی توانند مطالب را یاد بگیرند وقادربه بهره گیری    ازتجربه های قبلی خود نیستند .

هرچه نارسایی های هوشی درعقب مانده ذهنی  شدید تر  باشد اختلال در نیروهای حیاتی و روانی او نیز شدید تر می باشد.

 

بی دقتی کودک عقب مانده را مربوط به اختلال درحافظه کوتاه مدت می پندارند.  حافظه  دراز مدت  این  کودکان  چندان مختل  نمی باشد  و  می توان  با  تکرار و تمرین زیاد، مطالب را به حافظه آنان سپرد.

فراموشی در زمینه های کلامی  بیشتر از زمینه های عملی است .

تمرین و تکرارنقش قاطعی در حافظه این افراد بازی می کند . بدون تمرین ، امکان زیادی وجوددارد که مطالب به سرعت از حافظه کوتاه مدت آنان ناپدید شود .

اعتقاد بر این است که کودکان عقب مانده  در حافظه بلند مدت مشکل زیادی ندارند و نقص اساسی در حافظه کوتاه مدت آنان می باشد.

...

برچسب ها :

جمعبندی و نتیجهگیری از کتاب قورباغه را قورت بده

,

کتاب قورباغه

,
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از کتاب قورباغه را قورت بده

    يكي از كليدهاي داشتن زندگي خوب، كار موفق و داشتن احساس خوب نسبت به خود، اين است كه اين عادت را در خود بپروريد كه كارهاي مهم را شروع كنيد و به انجام برسانيد. آن موقع اين عادت خودش مي‌شود نوعي قدرت و متوجه مي‌شويد كه به انجام رساندن كارها برايتان ساده‌تر است تا به انجام نرساندن‌شان. برايان تريسي يكي از مشهورترين نويسندگان آمريكا وقتي در اوايل قرن 21 چنين كتابي را نوشت همه خوانندگان كتاب پيشين خود را شگفت‌زده كرد. او معتقد است كه كليد موفقيت عمل كردن است. او به بيست و يك اصول معتقد است و مي‌گويد اين اصول باعث مي‌شود كه نتايج و جلوه كار شما به سرعت و به نحوي قابل پيش‌بيني بهبود يابند. هر چه اين اصول را سريع‌تر ياد بگيريد و به كار ببنديد، در كار خود سريع‌تر پيش مي‌رويد تضمين مي‌كنم وقتي ياد بگيريد كه چه طور <قورباغه را بخوريد>، كاري نيست كه نتوانيد بكنيد.

يكي از مسيرهايي كه تريسي پيش روي شما مي‌گذارد، مديريت زمان است. فكر كردن تنها به آغاز كردن يك كار مهم و به پايان رساندن آن به شما انگيزه مي‌دهد و كمك مي‌كند بر وسوسه پشت گوش انداختن فايق آييد. واقعيت اين است كه مقدار زمان لازم براي تكميل اين كار مهم تقريبا همان است كه براي انجام يك كار بي‌اهميت لازم است. مديريت زمان در واقع مديريت زندگي است، مديريت شخصي است. به واقع تحت كنترل كاري كه بعد مي‌كنيد و هميشه اختيار دست شماست كه انتخاب كنيد كدام كار را سپس انجام خواهيد داد. اين كه بتوانيد ميان مهم و غيرمهم انتخاب كنيد عامل كليدي موفقيت شما در زندگي و كار است.آدم‌هاي موثر و فعال خود را عادت مي‌دهند كه با مهم‌ترين كاري كه پيش‌رو دارند آغاز كنند. خود را وادار مي‌كنند قورباغه را بخورند، هر چه كه باشد. نتيجه مهم‌اش اين است كه بسيار گسترده‌تر از آدم‌هاي معمولي كار را به انجام مي‌رسانند و در نتيجه بسيار شاداب‌تر از آدم‌هاي معمولي‌اند. روش كار شما نيز بايد همين باشد.

 

رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام می‌دهید خوردن قورباغه خودتان باشد.

خوشبختانه می‌توانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهم‌ترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.

در اینجا خلاصه‌ای از بیست و یک روش فوق‌العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل‌های کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عمل‌تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده‌تان تضمین شود:

...

برچسب ها :

عوامل اجتماعی کاهش ازدواج

,

آمار ازدواج

,

علل های افزایش طلاق

,

کاهش ازدواج

,
عوامل اجتماعی کاهش ازدواج

                                                                                                                                                                                   روانشناسی نسل آینده

مقدمه

ازدواج یکی ازبهترین نیازهای آدمی است که دین مقدس اسلام به آن اهمیت فراوانی داده است وآن را ازبهترین سنت های دینی شمرده که مایه برکات بی شماری است.ازنظرقرآن ازدواج مایه آرامش روح وروان آدمی است که این خودازنشانه های رحمت وبزرگی خداوند است.تشویق اسلام به ازدواج خصوصا در سنین جوانی.قرار گرفتن در ولایت و حمایت خداوند.به خشم آوردن شیطان.کامل شدن ایمان جوانان.زیاد شدن روزی ومانند آن از برکات ازدواج درکلام معصومین شمرده شده است.

همچنین تاخیر درامر ازدواج دربعضی از روایت مردود دانسته شده است وتاکید شده است هیچ چیز نباید باعث تاخیر انسان درازدواج شود.حتی اگرفقر باشد.اسلام درروایتی مردان بدون همسرراسرزنش می کند وتجرد راسبب شرور شدن می داندودرروایت دیگربه کسانی که صاحب دخترند شفارش می کند درازدواج دخترانشان تعجیل کنند.

تغییرساختار سنی-جنسی یکی از عوامل اولیه ومستقل است که درعامل عدم تعادل درازدواج نقش دارد.تغییر ساختار سنی-جنسی عبارت است از عدم تعادل بین دختروپسران مجرد که ازدواج نکرده اند.

ازدواج درواقع یکی ازوقایع مهمی است که درزندگی افراد رخ می دهدو البته ازدواج ممکن است مشکلات متعددی داشته باشد.ازجمله:مشکلات اقتصادی-گشترش بیکاری-وجود موانع فرهنگی مرتبط با ازدواج و...

یکی دیگرازمطالعات مرتبط باموضوع عدم تعادل دروضعیت ازدواج به پدیده ترجیح جنسی در خانواده ها برای داشتن فرزند پسر اشاره دارد.مساله با اهمیتی که درباره بررسی پدیده اختلال دروضعیت ازدواج وجود دارد این است که آیا این پدیده درمقاطع زمانی قبل هم در ایران وجود داشته است؟به عبارتی این پرسش مطرح می شود که سابقه وجود این پدیده درکشور چگونه است؟

دلیل منطقی مطرح شدن این بحث آن است که جمعیت ایران در دودهه 45-1335و55-1345به ترتیب بانرخ رشد های سالیانه13و72 درصد افزایش یافته است.باوجود آن که نرخ رشد جمعیت در این دو دهه به طور نسبی کمتر ازنرخ رشد93درصدی دردهه65-1355است اما به طور مطلق نرخ رشد قابل توجهی محسوب می شود.بنابراین می توان به طور خلاصه وضعیت اختلال دروضعیت ازدواج جامعه را درچند دهه گذشته بدین صورت بیان کرد که وجود نرخ رشد جمعیت طی سالهای1335تا1355منجر شده است که در قدم اول مازادی از دخترانی که شانس ازدواج ندارند ایجاد شود این مازاد به دلیل وجود اختلاف تعداد دختران وپسران موجود درسنین ازدواج ایجاد می شود.این مساله را می توان با درنظر گرفتن خصوصیات   رفتاری حاکم برفرهنگ ازدواج در ایران توجیح کرد.

فصلنامه تحقیقی زنان-دوره1-شماره5-بهار1382-ص:83الی104.www.sid.ir

عوامل افزایش سن ازدواج

کارشناسان امور اجتماعی عوامل متعددی را برای افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند که مادراینجا این عوامل رادرسه بخش عمده مطرح می کنیم:

الف)عوامل اجتماعی

زندگی اجتماعی گرچه یکی از ضروریات حیات انسان به طوری که بشر بدون اجتماع قادربه ادامه زندگی نیست اما بااین حال اگردربرنامه ریزی وسیاست اداره جامعه دقت کافی نشود مشکلات زیادی به وجود می آید.یکی از عوامل افزایش سن ازدواج به مسایل اجتماعی بر می گردد که در ذیل به چهار عامل آن اشاره می شود:

1-افزایش جرایم وآسیب های اجتماعی

بالا رفتن جرایم وآسیب های اجتماعی مانند:اعتیاد-بی بندوباری-همسرآزاری-روابط سردهمسران و...نه تنها موجب ازهم پاشیدگی خانواده ها شده است بلکه باعث سلب اعتماد جوانان ازازدواج گردیده است وسبب شده که جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوشبختی نگاه نکند وسرنوشت خود رابه کسانی که در دام این آسیب ها گرفتارشده اند نسبت دهد.

2-تحصیلات دانشگاهی

طولانی بودن مدت تحصیلات دانشگاه وافزایش نسبت دختران به پسران(که طبق بعضی آمارهاتنها3543 درصد کسانی که درکنکور شرکت می کنند پسرهستند)سبب شده اولا اغلب دختران وپسران تا پایان تحصیلات وبعدهم تابه دست آوردن شغل ازازدواج سرباززنندوثانیا دختران به علت داشتن تحصیلات دانشگاهی حاضر بع ازدواج باپسران پشت کنکور مانده نباشند ودرصدبالایی ازآنان بدون همسر بمانند یابه ازدواج ناخواسته تن دهند.

3-عدم توازن جمعیت دختران وپسران آماده ازدواج در ایران

بنابر برخی آمارها جمعیت دختران در شرف ازدواج یک میلیون وششصدهزارنفربیش از پسران آماده ازدواج است واین خود سبب می شود که پسران در ازدواج رقابت نکنند وعجله ای نداشته باشند.

4-به هم خوردن توازن دختروپسر درروستاها

طبق آمارها به علت مهاجرت پسران روستایی به شهرها برای جستوجوی کارجمعیت دختران روستایی آماده ازدواج دو برابر گذشته شده است.

ب)عوامل اقتصادی

...

برچسب ها :

اختلالات حافظه

,

آلزایمر

,

افسردگی

,

بیماری های روانی

,
اختلالات حافظه

روانشناسی نسل آینده

کلنیک بیماریهای حافظه و مغزواعصاب،دانشگاه پزشکی،لندن

چکیده:

همه افراد درهمه سنین گاهی اوقات فراموش می کنند که دسته کلید خودرا کجا گذاشته اند ویا اینکه کجا ماشینشان را پارک کرده اند ویا شاید نام خانوادگی خود راهم فراموش می کنند.افراد دارای سی بالاترممکن است مدت بیشتری را برای یاد آوردن صرف کنند اگرچه خیلی معمول نیست ، اما تغییرات حافظه ، بخشی از مشکلات مهم وگاهی اوقات رنج آور است. ازدست دادن حافظه که به طور ناگهانی شروع می شود ویا به طور شاخص بازندگی روزانه درگیر است، جدایی از فراموشی کامل است.هرگونه بیماری ، حتی سرماخوردگی ، باعث کاهش تمرکز و درنتیجه به یادآوردن مسائل می گردد.بیماریها و حالات درمانی که روی کاهش حافظه ، طبق پژوهش ها 50 مورد نام برده شده است. بین این وارد بیماریهایی آلزایمر، فراموشی ، 1*تصلب شریان ، بیماری مغزی ، افسردگی ، بیماری پارکینسون وغیره را می توان نام برد.

مقدمه: مقاله نویسی و کارروی حافظه وبیماریهای آن از هنگام ظهورتکنیکهای عصب درمانی به طور خاصی افزایش یافته است.به هرحال ، مباحث مورد نظردر رابطه با مباحث گسترده ای به پژوهش می پردازند وشامل نمونه های منتخبی هستند که باتوجه به اشاره ی خلاصه ای از بیماریهای درمانی که درحال افزایش هستند، مورد توجه قرار گرفته اند. تأکید بربازبینی ،روی مطالعات علم عصب شناسی در بیماران دارای بیماری های حافظه انجام خواهدشد.

بیماریهای آلزایمر : این بیماری حالت جدی است که شامل زوال تصاعدی مغز می باشد.در حالیکه دلیل ومعالجه ی آن ناشناخته اند، اما پژوهش های زیادی وجوددارند که روی این بیماری تآکیددارند . تمایل افزایش یافته در این زمینه ممکن است مرتبط با سن جمعیت جهان باشد.

مشکل اصلی افراد مبتلا به آلزایمر، در کاهش حافظه است . حتی اگرآنها به سختی تمرکز می کنند، اما افراد دارای آلزایمرباحافظه شان مشکل دارند. بیماران مبتلا به جنون به طور خاصی، ازخود نقص در ساختار شقیقه ای خودرانشان می دهند، در مطالعات جدیدی با استفاده از سنجش بر اساسvoxel نقص درقطب گیجگاهی چپ و لوب گیجگاهی جانبی، رسیده اند.مطالعاتی در رابطه با فعال سازی pet ، بابررسی امر تصمیم گیری معنایی نسبت  به تصمیم گیری بصری، کاهش فعالیت در چین سینوسی مغزدر عقب وپایین در سمت چپ رانشان می دهد.این امر عنوان انعکاسی ارتباط بخش گیجگاهی منقطع ، تعبیر شده است . سمت راست این بخش ، نسبت به سمت چپ تحت تأثیراین امرقرار می گیردو به طور4* دربعضی حالت ها که طی آنها مشکلات بیشتری دیده می شود، تحت تأثیر هستند. اگرچه موقعیت اصلی آسیب شناسی غشائی ، مربوط به مطالعات هم می باشد ، اما دریافته های مربوط به بحث تغییرپذیری هم وجوددارد که ممکن است شامل تغییرات اسفنجی شکل وآسیب های عصبی، سلولهای pick باشد.

...

برچسب ها :

اصول تعلیم وتربیت

,

دیویی

,

دکتر هوشیار

,

اصول تعلیم وتربیت از دیدگاه دیویی ودکتر هوشیار و مقایسه آنها

,
اصول تعلیم وتربیت از دیدگاه دیویی ودکتر هوشیار و مقایسه آنها

روانشناسی نسل آینده 

جان ديويي فيلسوف و مربي بزرگ آمريكايي، در سال 1859 ميلادي در برلينگتون آمريكا، چشم به جهان گشود. شغل پدرش كشاورزي بود كه پس از مدتي آن را رها كرده و به خواربار فروشي روي آورد.

ديويي كه فوق‌العاده كمرو و كم‌حرف توصيف شده است، در آغاز جواني و دوره دبيرستان و سال‌هاي نخست دانشگاه، هوشمندي و استعداد قوي از خود نشان نداد، به گونه‌اي كه هنگام تحصيل در دبيرستان، چنان در حد متوسط مي‌نمود، كه احتمال داده نمي‌شد بتواند براي تحصيلات عاليرتبه وارد دانشگاه شود، به هر حال به دانشگاه راه يافت، سال‌هاي آخر تحصيل در دانشگاه، نقطه عطفي در افكار وي بود ونشانه‌هاي خلاقيت فكري و فعاليت فلسفي ازوي بروز كرد.‌وي از شارحان و مفسران بزرگ پراگماتيسم (اصالت عمل) آمريكايي است و دامنه تاليفات وي، از نظر موضوعات گوناگوني كه بدان‌ها انديشيده و به نگارش پرداخته، گسترده و متنوع است.

ديويي در تفكر و فلسفه آمريكايي و نيز در تحولات مهم آموزش و پرورش در قرن بيستم، داراي نقش برجسته‌اي بوده است و بسياري از كتابهاي وي به زبانهاي مختلف ترجمه و چاپ شده است. ديويي عاقبت در سال 1902 بعد از 93 سال عمر طولاني و پُربار كه حاصل تفكرات فراوان وي بود درآمريكا ديده از جهان فرو بست.هدف تعليم و تربيت‌از ديدگاه ديويي، هدف تعليم و تربيت، <جامعه دموكراتيك> است و در تعريف آن مي‌گويد: جامعه دموكراتيك، جامعه‌اي است كه از پيدايش اختلافات و تبعيضات طبقاتي، قومي و نژادي جلوگيري مي‌كند. وي مي‌گويد: تعليم و تربيت عبارت است از: بازسازي و سامان‌دهي تجربه كه بر معني‌دار شدن و عمق آن مي‌افزايد و توانايي هدايت جريان تجربه را توسعه مي‌بخشد. ديوئي در كتاب دموكراسي و تعليم و تربيت، چهار ويژگي تعليم و تربيت را ذكر مي‌كند:

الف-تعليم و تربيت ضرورت زندگي است: ديويي تعليم و تربيت را به عمدي و غيرعمدي تقسيم كرده است، اساس آموزش و پرورش را ارتباط و انتقال فرهنگي و اجتماعي مي‌داند زيرا بدون آموزش و پرورش عمدي و غيرعمدي زندگي ميسر نيست.

ب- تعليم و تربيت به مثابه كنش اجتماعي: محيط اجتماعي نقش مهم‌ تربيتي دارد و فراگيري كودك امري انتزاعي و مجرد از مناسبات و روابط اجتماعي و محيط نيست، بلكه در متن همين مناسبات مطالب فراواني را فرا مي‌گيرد.

ج- تعليم و تربيت به مثابه راهنمايي: به اعتقاد ديويي انگيزه‌ها و كوشش‌هاي مشخص نوآموز را بايد كنترل و هدايت كرد و نقش راستين تعليم وتربيت همين است.

د- تعليم و تربيت به مثابه رشد: ديويي در اين مورد بر اين نكته تاكيد تام مي‌ورزد كه تعليم و تربيت به رشد رساندن است و رشد عميق زندگي است. تا زندگي هست، تعليم و تربيت هم است. با توجه به آنچه گذشت مي‌توان گفت تعليم و تربيت متربي عبارت است از:

فرآيندي اصيل - نه فقط مقدماتي - ميان مربي و مترّبي، ناشي از ضرورت زندگي اجتماعي و مبتني بر رغبت‌هاي دروني و فعلي دانش‌آموز و متربي به منظور بازسازي تجربه براي رشد و دموكراسي اجتماعي.