close
تبلیغات در اینترنت
اختلالات حافظه

کلنیک بیماریهای حافظه ومغزواعصاب ، دانشگاه پزشکی ، لندن ، چکیده: همه افراد درهمه سنین گاهی اوقات فراموش می کنند که دسته کلید خودرا کجا گذاشته اند ویا اینکه کجا ماشینشان را پارک کرده اند ویا شاید نام خانوادگی خود راهم فراموش می کنند.افراد دارای سی بالاترممکن است مدت بیشتری را برای یاد آوردن صرف کنند اگرچه خیلی معمول نیست ، اما تغییرات حافظه ، بخشی از مشکلات مهم وگاهی اوقات رنج آور است. ازدست دادن حافظه که به طور ناگهانی شروع می شود ویا به طور شاخص بازندگی روزانه درگیر است، جدایی از فراموشی کامل است.هرگونه…

اختلالات حافظه

کلنیک بیماریهای حافظه ومغزواعصاب ، دانشگاه پزشکی ، لندن ، چکیده: همه افراد درهمه سنین گاهی اوقات فراموش می کنند که دسته کلید خودرا کجا گذاشته اند ویا اینکه کجا ماشینشان را پارک کرده اند ویا شاید نام خانوادگی خود راهم فراموش می کنند.افراد دارای سی بالاترممکن است مدت بیشتری را برای یاد آوردن صرف کنند اگرچه خیلی معمول نیست ، اما تغییرات حافظه ، بخشی از مشکلات مهم وگاهی اوقات رنج آور است. ازدست دادن حافظه که به طور ناگهانی شروع می شود ویا به طور شاخص بازندگی روزانه درگیر است، جدایی از فراموشی کامل است.هرگونه…

اختلالات حافظه

کلنیک بیماریهای حافظه ومغزواعصاب ، دانشگاه پزشکی ، لندن ، چکیده: همه افراد درهمه سنین گاهی اوقات فراموش می کنند که دسته کلید خودرا کجا گذاشته اند ویا اینکه کجا ماشینشان را پارک کرده اند ویا شاید نام خانوادگی خود راهم فراموش می کنند.افراد دارای سی بالاترممکن است مدت بیشتری را برای یاد آوردن صرف کنند اگرچه خیلی معمول نیست ، اما تغییرات حافظه ، بخشی از مشکلات مهم وگاهی اوقات رنج آور است. ازدست دادن حافظه که به طور ناگهانی شروع می شود ویا به طور شاخص بازندگی روزانه درگیر است، جدایی از فراموشی کامل است.هرگونه…

اختلالات حافظه

روانشناسی نسل آینده

اختلالات حافظه,آلزایمر,افسردگی,بیماری های روانی,
جملات ناب:
موضوعات
آرشیو مطالب
برچسب ها :

اختلالات حافظه

,

آلزایمر

,

افسردگی

,

بیماری های روانی

,
اختلالات حافظه

روانشناسی نسل آینده

کلنیک بیماریهای حافظه ومغزواعصاب ، دانشگاه پزشکی ، لندن ،

چکیده:

همه افراد درهمه سنین گاهی اوقات فراموش می کنند که دسته کلید خودرا کجا گذاشته اند ویا اینکه کجا ماشینشان را پارک کرده اند ویا شاید نام خانوادگی خود راهم فراموش می کنند.افراد دارای سی بالاترممکن است مدت بیشتری را برای یاد آوردن صرف کنند اگرچه خیلی معمول نیست ، اما تغییرات حافظه ، بخشی از مشکلات مهم وگاهی اوقات رنج آور است. ازدست دادن حافظه که به طور ناگهانی شروع می شود ویا به طور شاخص بازندگی روزانه درگیر است، جدایی از فراموشی کامل است.هرگونه بیماری ، حتی سرماخوردگی ، باعث کاهش تمرکز و درنتیجه به یادآوردن مسائل می گردد.بیماریها و حالات درمانی که روی کاهش حافظه ، طبق پژوهش ها 50 مورد نام برده شده است. بین این وارد بیماریهایی آلزایمر، فراموشی ، 1*تصلب شریان ، بیماری مغزی ، افسردگی ، بیماری پارکینسون وغیره را می توان نام برد.

مقدمه: مقاله نویسی و کارروی حافظه وبیماریهای آن از هنگام ظهورتکنیکهای عصب درمانی به طور خاصی افزایش یافته است.به هرحال ، مباحث مورد نظردر رابطه با مباحث گسترده ای به پژوهش می پردازند وشامل نمونه های منتخبی هستند که باتوجه به اشاره ی خلاصه ای از بیماریهای درمانی که درحال افزایش هستند، مورد توجه قرار گرفته اند. تأکید بربازبینی ،روی مطالعات علم عصب شناسی در بیماران دارای بیماری های حافظه انجام خواهدشد.

بیماریهای آلزایمر : این بیماری حالت جدی است که شامل زوال تصاعدی مغز می باشد.در حالیکه دلیل ومعالجه ی آن ناشناخته اند، اما پژوهش های زیادی وجوددارند که روی این بیماری تآکیددارند . تمایل افزایش یافته در این زمینه ممکن است مرتبط با سن جمعیت جهان باشد.

مشکل اصلی افراد مبتلا به آلزایمر، در کاهش حافظه است . حتی اگرآنها به سختی تمرکز می کنند، اما افراد دارای آلزایمرباحافظه شان مشکل دارند. بیماران مبتلا به جنون به طور خاصی، ازخود نقص در ساختار شقیقه ای خودرانشان می دهند، در مطالعات جدیدی با استفاده از سنجش بر اساسvoxel نقص درقطب گیجگاهی چپ و لوب گیجگاهی جانبی، رسیده اند.مطالعاتی در رابطه با فعال سازی pet ، بابررسی امر تصمیم گیری معنایی نسبت  به تصمیم گیری بصری، کاهش فعالیت در چین سینوسی مغزدر عقب وپایین در سمت چپ رانشان می دهد.این امر عنوان انعکاسی ارتباط بخش گیجگاهی منقطع ، تعبیر شده است . سمت راست این بخش ، نسبت به سمت چپ تحت تأثیراین امرقرار می گیردو به طور4* دربعضی حالت ها که طی آنها مشکلات بیشتری دیده می شود، تحت تأثیر هستند. اگرچه موقعیت اصلی آسیب شناسی غشائی ، مربوط به مطالعات هم می باشد ، اما دریافته های مربوط به بحث تغییرپذیری هم وجوددارد که ممکن است شامل تغییرات اسفنجی شکل وآسیب های عصبی، سلولهای pick باشد.

این افراد نمی دانند که با حافظه شان مشکل دارند- احساس سردرگمی دارند- سئوالاتی که چند دقیقه پیش پرسیده اند دوباره تکرار می کنند. از یاد می برند که شما چه کسی هستید. معنای کلمات را از یاد می برند. خاطرات را فراموش می کنند. گاهی پوشش وخوراک خود رافراموش می کنند .

بیماران آلزایمراصولاً به یک الگوی مرحله ای خاصی توجه دارند.

مرحله 1 ( 2تا4 سال)

کاهش حافظه برای = اطلاعات جدید ، اتفاقات اخیر ، کارهای عادی

دیگرعلائم  = نشناختن افرادوعدم قابلیت تصمیم گیری

این افراد ممکن است نگران علائم این بیماری باشند وبه دنبال آن تمایلاتشان برای حضوردر فضاهای عمومی کمترشود.

مرحله 2 ( 2تا10سال) :

کاهش حافظه برای = کلمات ، دوستان یا روابط،  اتفاقات گذشته امور خیلی عادی (حمام یالباس پوشیدن )

کلمات = گاهی اوقات نمی توانند بطور منطقی تصمیم بگیرید

مرحله 3 ( تاحدمرگ ) :

کاهش حافظه برای = روز یا ماه، همسروفرزندان ، نوع خوراک وپوشاک خویش

دیگر علائم = افزایش سرگردانی- بیماران مبتلا در این مرحله قادر به بیان جملات منطقی نیستند.

اینگونه پیش بینی شده است که آلزایمر می تواند زمینه ای ارثی هم داشته باشد. بعضی دانشمندان به پژوهش در رابطه با نادر هنجاری کروموزومی در افراد دارای بیماری آلزایمر پرداخته اند . بعضی از افراد مبتلا به آلزایمر دچار نابه هنجاری کروموزومی بوده اند . بعضی بیماران درابتدای حمله آلزایمر دارای ژن غیر عادی و نابه هنجار هستند.

تنوع در علائم فراموشی =

علائم فراموشی می توانند به صورت زیر تعریف شوند= یک وضعیت ذهنی غیرعادی

که درآن یادگیری وحافظه نسبت به کارها وامور ادراکی در هوشیار ی وذهنی بیماران دچار اختلال می نماید.

علائمlc drsakoff   :

همانطور که قبلاً اشاره شد، این بیماری نتیجه ی نقصان و مشکل تغذیه * یعنی کمبود ویتامین است . ولی این حالت را به عنوان نتیجه ای از جانی استفاده از الکل ویاچندین  دلیل دیگربیان می دارد اما مهمترین آنها شامل الکل است.

سوء تفاهم های زیادی در رابطه با طبیعت این بیماری وجود دارد. حافظه کوتاه مدت " طبق بیان  7جامدسیان ، درطول ثانیه ها مشکلی ندارد، اما یادگیری درطول دوره های طولانی تردچارمشکل است واغلب کاهش حافظه را شاهدیم که به سالها ویا دهه ها قبل برمی گردد.

کورساکوف ، اشاره می کند که دلیل بیماران وی دوباره با هر مشکلی ، از قضایایی مفروض به نتایج درست می رسند، حرفهای شوخ طبعانه می زنند ، شطرنج ویا بازی های کارتی بازی می کنند وبطورکلی سعی دارند خود را یک مثل فرد سالم ازلحاظ ذهنی حفظ کنند.

بهرحال، وی به سئوالات مکرری اشاره می کند که شامل طبیعت بی نهایت زوال نزولی حافظه و مشکل خاص در به یادآوردن حوادث زودگذر ، همراه با فراموشی در زمان است. همانطور که بعد هم بحث خواهیم کرد، اومثالهایی از صحبتهایی که مشکل افراد با حافظه ی زودگذررا منعکس کرده است رامی آورد، به طوری که حافظه های واقعی آنها مشکل یافته و در بعضی زمینه ها دچار اختلال شده است.

خیلی حالات بیماری کارساکوف ، با توجه به مشکل شدید ورنایک ، تشخیص داده شده است ؛ که شامل سردرگمی ، آتاکسیا وبیماری های چشمی می باشد.

همیشه همه این علائم پیش نمی آید و چشم درد به طور خاص به سرعت به رفتار ویتامین های دارای دوز بالا پاسخ می دهد.این ویژگی ها اغلب همراه با مشکلات عصبی پیرامونی است. بهرحال ، بیماری مورد نظرمی تواند علاوه بر این دارای حمله ای درونی باشد.

واین  حالات بیشتر ممکن است موردتوجه متخصصان قرارگیرد. دراین حالات، ممکن است علاوه براین هیچ سابقه شناخته شده ویا سابقه ی موقتی از ویژگی های ورنایک وجود نداشته باشد. علاوه براین گزارشهایی حاکی از مشکل عصبی کوساکوف- ورنایک هم وجود دارد که بیشتر به طور رایجی در تشریح افراد معتاد به الکل انجام شده است که نشان می دهد خیلی حالات از بین رفته است.

بیماری کارساکوف بین بیماری های حافظه که در آنها آسیب شناسی عصبی قابل تشخیص با دلایل مهمی برای معالجه انجام می شود، امری غیر معمول است. در بین بیماران یا 9دزدایشی ، این خطاهای متجاوزانه ، نسبت به کاهش حافظه در مرحله دوم قرار دارد، همانطور که در مباحث مربوط به سلامت ، آنها در هنگامی که حافظه به هر دلیلی ضعیف باشد که بکار گرفته می شوند. این گونه خطاها ، طبیعت ملزم وباز ساختی در بازیابی حافظه را منعکس می کنند.

در جایی که نشانه ها ضعیف باشد ، این بازساختی دچار مشکل شده ویا به اشتباه عمل می کند.

اما این امر، به طورملزمی دلیل بر تلاش تعمدی برای پر نمودن شکلاف حافظه نخواهد بود . این خطاها به خودی خود ، اگرچه سریع الزوال هستند ، اما می توانند به سرعت برجسته وباعث تعجب گردد. باتوجه به پژوهش های مورد نظر روی حیوانات در سالهای 1930 و1940 وآزمایشات مهم واردند درلنولک ودیگر افراد روی اسیران جنگی دارای سوء تغذیه ، انجام شدند ، کاهش ویتامین به عنوان مکانیزمی برای افزایش حوادث شدید ورنایک ایجاد شده است.

ویکتور(1971) گزارش می کند 25% ازبیماران کورساکوف مشکلشان برطرف شده است ، 50% ازآنها بهبود به مرور زمان را از خود نشان داده اند و 25% از آنها بدون تغییر باقی مانده اند. اگرچه خیلی احتمال آن وجود ندارد که یکی از بیماران مبتلا ، به سلامت کامل برسد ، اما تجربیات متخصصان حاکی از آن است که بهبود کامل ممکن است در طول سالهای متمادی پیش آید ، البته اگر بیماران از الکل دست بکشند . شاید درست باشد که بگوییم 75% ازبیماران میزان متغیری از بهبود را نشان داده اند در حالی که 25% از آنها بدون تغییر باقی ماندند.

ورم مغزی تبخالی ( Herpes)

این مشکل می تواند به طور خاص ، در شکل شدیدی از بیماران فراموشی افزایش یابد. اکثر حالات گفته شده است که عفونتهای جدی هستند و سابقه ای از تبخالهای قبلی روی لب ، خیلی رایج نیست . بطور خاصی حمله ناگهانی تب شدید ویا سردرد هم ممکن است وجود داشته باشد. این حمله ها ممکن است اتفاق بیافتند و ممکن است علاوه برآن یک سری تغییرات رفتاری هم مشاهده شود. یکی از مشکلات همراه با این افتراق ها ، آنست که آنها تا حدزیادی بر اساس حاالات مجردی هستند ووقتی گروه های بزرگتر از بیماران شناخته شوند، همپوشی قابل ملاحظه در عملکرد را می توانیم بیابیم ووابستگی عملکرد ممکن است پیش آید.

فاکتورها یی مثل سطوح تحصیلی ، ظهورواسطه ای وهوش می توانند تا حد زیادی روی عملکرددرآزمایشات معنایی تأثیربگذارند وبدکاری ونقص در کارمجری ممکن است روی آزمایشات این حوادث تأثیر بگذارد. مطالعات موضوعی همیشه به بررسی اثراین فاکتورها نمی پردازند. علاوه بر این ، روابط بین مغز وشناخت گاهی اوقات ، اصل موضوع در اساس بیماری هایی با نشانه های مشخص نقص در مغز ویا بیماران دارای آسیب چندگانه است،  که به این معنا می باشد که تخصیص علت به یک مورد خاص در آسیب شناسی ممکن است حتی در حالت ظهور گسستگی دوگانه هم ، نامعلوم بماند. همان بحث به عنوان بحث کاراماز در رابطه یا کمبود در مقوله ای

خاص بالا گرفته است:

که آیا الگوهای متفاوت عملکرد روی امورمقوله ای ، حتی اگربه عنوان گسستگی دوگانه حمایت شده باشد ، الزاماً دلیل بر آنست که باید مکانیزم های مغزی خاص ،به عنوان مقوله های تأثیر گرفته ، اصل موضوع قرار گیرد؟

تصویرپزشکی به دست آمده یا گرفتگی گردن ، استفراغ ودیگرعلائم ممکن است چندروز طول بکشد.

تشخیص این موارد با استفاده از افزایش پادتن ها نسبت به ویروس درcsf انجام می شود ، اما اغلب این امرانجام نمی شودو تشخیص احتمالی بر اساس تصویر پزشکی در لوب های گیجگاهی روی تصویر مغزی MRI وهمراه با کاهش حجم بافت ها ، ورم وخونریزی انجام می گیرد.

درمواردی ادعا شده است که فراموشی در موقعیت های خاص شامل بهم کشیدگی هوشیاری با توجه به تأکید روی جزئیات ادراکی اساسی وگاهی اوقات مشمول این بیماری است. بطور خاص ، حافظه های احساسی ، مخصوصاً مواردی که شامل ترس می شوند ، ممکن است مشمول مسیرهای بادامه ای باشد ، که جدای از آن مواردی است که مشمول یادگیری " عادی " می بودند. بهرحال ، ممکن است حالتی وجود داشته باشد که ، وقتی یک اتفاق خارق العاده ای پیش می آید ، مااز خودمان می پرسیم تاجزئیات بیشتری را نسبت به حالت عادی به یاد آوریم .

کاهش اکسیژن جدی دربافت :

کاهش اکسیژن  دربافت نسبت به یک بیماری فراموشی با توجه به سمی بودن کربن مونوکسید ، وقفه های قلبی ، تنفسی ویا تلاش هایی برای خودکشی یا دارزدن ویا مسمومیت با لوله ی اگزوز ماشین افزایش می یابد.

مصرف دارو های به مقدار زیاد ممکن است روی عدم هوشیاری و کاهش اکسیژن مغزی تأثیر بگذارد و این امر به طور رایجی در معتادان هروئینی پیش می آید. بازبینی های اخیر یک یادآور زمانی فراهم نموده اند که نتایج تشخیص و عصب شناسانه ی کاهش اکسیژن در بافت مغز متغیراند ومی تواند افزایش هم یابد . که گاهی در امورآسیب شناسی عصبی نادیده گرفته می شوند.

زولامورگان (1968) ، بیماری را توصیف می کند که دروی این حوادث مکرر کاهش اکسیژن و ایست قلبی وتنفسی بطور میانه ای باعث توسعه ی یادزدودگی10*  پیش گستر می گردد. درتشریح در شش سال دیرتر ، این بیمار، باکاهش شدید سلولهای هرمی در CA  هیپوکامپی از دوجهت نشان داده شده است،

درحالی که باقی مغز نسبتاً عادی باقی مانده است. علاوه براین مواردی ازعلائم روانشناسانه ی نادری هم دیده می شود که در آن بیمار، یک سری هویتهای نادرست را دریافته وپذیرفته است که همراه با خاطراتی است که در حداعتقاد شده اند . این موارد شامل " دروغ پردازی " است که اغلب به عنوان آسیب شناسی " دروغ گویی"  هم شناخته شده است وجزء کمیابی از افرادی است که یک نقش و هویت جدید را باتوجه به یک حادثه ابزاری دنبال می کنند. بطورخلاصه ، اختلال در حافظه بیشتر ممکن است از ترکیب تغییرات تالاموسی و هیپوتالاموسی و وابسته به مسیر عصبی بین این دوساختار ایجاد شود.

جراحت در سر:

جراحت درسر باعث افزایش فراموشی زودگذر ویا ثابت می گردد. وجه تمایزقائل شده بین RA، که اغلب نسبتاً خلاصه است وچیزی که بعد از حادثه پیش می آید (PTA) امری مهم است. برحسب موقعیت ، PTA ممکن است بدون هیچگونه RA ایجادشود، اگرچه این امر در حالتی از ضایعه ی سوراخ شدن رایج است .

گاهی اوقات ، حافظه واضحی برای تصاویرویا صداهایی که دقیقاً قبل ازحادثه وجراحت پیش آمده اند ویا بین جراحت وحمله PTA وجود دارد. این امر هم در درجه دوم نسبت به کاهش حافظه قرار دارد. همانطور که در مباحث مربوط به سلامت آنها در هنگامی که حافظه به هر دلیلی ضعیف شده باشد به کار گرفته می شوند، این گونه خطاها ، طبیعت ملزم و باز ساختی در بازیابی حافظه را منعکس می کنند. در جایی که نشانه ها ضعیف باشند ، این باز ساخت دچار مشکل شده و یا به اشتباه عمل می کند. اما این امر به طور ملزمی دلیل بر تلاش برای پر نمودن شکاف حافظه نخواهد بود، این خطا ها به خودی خود ، اگر چه سریعاً از بین می روند ، اما می توانند به سرعت برجسته هم گردند .

بطور کلی اینگونه فرض شده است کهPTA میزان انتشار آسیب شناسی مغز و بطور خاص نیروهایی که باعث افزایش جراحت انتشار آکسونی می گردد را منعکس می کند. کینگ گزارش می دهد که  PTA می تواند با قابلیت اعتماد قابل توجهی بدست آید . طول  PTA قابل پیش بینی در تشخیص های حادثه ای ، روانپزشکانه وخروجی های اجتماعی باشد . به هر حال، مدت PTA اغلب در گزارشات پزشکی کاملاً مستند نشده است و این روابط اغلب ازآنچه فرض شده است ضعیف تراند. PTA لازم است از طریق اختلال در حافظه شناخته و تشخیص داده شود ، که ممکن است درآزمایشات و یافته های پزشکی بعد از پایان دوره ی PTA به دست آید ، لوین دریافته است که در طول PTA ، بیماران دارای جراحت سر ، فراموشی تسریع یافته ای از اطلاعات قبلی که یاد گرفته اند از خود نشان می دهند درحالی که بعد از PTA سرعت فراموشی به حالت عادی می رسد . ضربه به لوبهای گیجگاهی جلویی و پشتی به وسیله ی آسیب مستقیم باعث خون مردگی ، ورم خونی و یا خونریزی می شود. نیروهای مختلف وارده ممکن است منجر به برش ویا کشش در آکسون ها گردد.تغییرات ایجاد شده در درون آکسونی منجر به نقص درانتقال آکسوپلاسمیک، ورم آکسونی وقطع ارتباط واز دست رفتن بانتون های سیناپسی در چند ساعت و روز می گردد .

حافظه بطور رایجی آخرین عملیات تشخیصی برای نشان دادن  بهبودبا توجه به آسیب شدید است و بیماران می توانند ویژگی ها و علا ئم فراموشی را نشان دهند.

RA نامتناسب به طور خاص همراه با آسیب به حوزه های گیجگاهی جلویی و پشتی توصیف شده است.

فراموشی کامل هم یک مشکل رایج در زمینه ی ضربه مغزی است. درحالیکه مطالعات پژوهشی نشان می دهند که نجات از جراحت کم در سر ، 3-1 ماه بعد ازجراحت زمان می برد، اما بعضی بیماران کمتردراین زمان علائمی از خود نشان می دهند . دوره های طولانی مدت برای از بین رفتن نشانه های بعداز جراحت تاحدی متناسب با قابلیت آسیب پذیری فرد است.

TGA به طور رایجی در افراد مسن ویا میانسال و مخصوصاً در مردها پیش می آید ودردوره ای از فراموشی در طول ساعات مختلف پیش می آید. این بیماری با سئوال پرسیدن مکررشاخص می شود و گاهی سردر گمی هم در آنها دیده می شود اما بیماران این عارضه هیچ نشانه ای از فراموشی در هویت وا گزارش نداده اند. این موارد معمولاً همراه با حوادثی که برای سرویا سردرد پیش می آید و اتفاقات پرفشار زندگی و مسیر پزشکی و اموراحساسی و محرک پیش می آید.

دوره ی متوسط این فراموشی 4 ساعت تا 12 ساعت است این موارد به وسیله ی اصطلاح 11* fugue state که گاهی هم فراموشی عملی نامیده می شود مورد بررسی قرار گرفته است این حالت به عارضه ای شامل ازدست دادن ناگهانی همه ی حافظه ها و دانش در رابطه با زندگی خود وهویت شخصی فرد برمی گردد واغلب همراه با دوره ی از سرگردانی است. این عارضه همیشه تنها چند ساعت ویا چند روز ادامه می یابد. واگر ادامه یابد ، باید موردبررسی قرار گیرد. اجماع کلی برآن است که اختلال فراموشی از طریق نقص ناپایدار در مسیرLimbic-Hippolampal ایجاد می گردد.

فراموشی صرعی زودگذر:

این مشکل به تعداد کمی از حالات TGA برمی گردد که غش درآنها به نظر

 می رسد دلیلی داشته باشد.

فاکتورهای اصلی برای غش مربوط به حوادثی در ازدست دادن حافظه ویا حمله های چندگانه است . مطالعات بعدی که به طور رایجی براین امر می پردازد ، توسط اکانر(2و1) انجام شده است . این افراد بیماری را توصیف نموده اند که آسیب در لوب گیجگاهی سمت راست وی باعث ظهوراز دست دادن جدی حافظه زندگی فرد، نسبت به دانش در رابطه اطلاعات عمومی گردیده است. علاوه براین بیمار مورد نظر از ادراک پریشیبصری هم رنج می برد وآنها اینگونه پیش بینی می کنند که شاید این امر مرتبط با مشکلی در جادوی تصوربصری باشد. براستی این بیمار دارای کمبودی در حافظه بصری- فضایی بوده است. مهم است که اشاره کنیم که استاندارد EEG وCT اسکن اغلب نرمال هستند.

غش ممکن است باعث افزایش حالات سرگیجه وسردرگمی گردد. در جایی که حرکت غیر ارادی وجوددارد، اغلب شاهد درگیری دوجانبه ی ساخهتارهای لیمبیک در عملیات حافظه هستیم.

نتایج:

این مقاله به دنبال تلاشی برای بازبینی اختلال های پزشکی حافظه و مباحث نظری ای که از آنها به دست آمده بود ، می باشد. خیلی از امتیازات مهم بین لوب گیجگاهی و فراموشی مغز میانی ( درسرعت فراموشی) به طور جزئی ودقیق مورد بررسی قرار گرفت. حتی علاوه بر این اشتراکاتی بین این شکل از فراموشی و آنچه از طبق حادثه وجراحت در لوب جلویی ایجاد شده بود وجود دارد. اگر چه تمایز شدیدی هم باقی می ماند. پژوهش های اخیر در رابطه با فراموشی ارگانیک روی اختلال های موجوددر انواع مختلف حافظه پیش گستر تأکید دارد، که شامل اطلاعات زمینه ای و موارد همراه با آن می باشد وتمیزهای مختلفی برای تآکید برانواع مختلف حافظه که به طور نسبی تآثیر داشته اند، ترسیم وایجاد شده است.

چطور این حالات مختلف بطور شفاهی برای دیگر حالات مور  بحث نگاشته

 خواه شد؟                     

 


علی پورهمت مرکید(علی خندان)

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی