close
تبلیغات در اینترنت
سایکودرام

تاریخچه ی سایکودرام اگرچه پيشينة هنر درماني به دهة 50 ميلادي يعني تقريباً 23 قرن قبل باز‌مي‌گردد، اما، ردپاي هنردرماني به شيوه امروزي كه روش‌هاي مختلف هنردرماني و تحليل رواني را شامل مي‌شود، از دو قرن پيش قابل بررسي است. در سال 1942 دانشمندي به‌نام ريد Read، استفاده از…

سایکودرام

تاریخچه ی سایکودرام اگرچه پيشينة هنر درماني به دهة 50 ميلادي يعني تقريباً 23 قرن قبل باز‌مي‌گردد، اما، ردپاي هنردرماني به شيوه امروزي كه روش‌هاي مختلف هنردرماني و تحليل رواني را شامل مي‌شود، از دو قرن پيش قابل بررسي است. در سال 1942 دانشمندي به‌نام ريد Read، استفاده از…

سایکودرام

تاریخچه ی سایکودرام اگرچه پيشينة هنر درماني به دهة 50 ميلادي يعني تقريباً 23 قرن قبل باز‌مي‌گردد، اما، ردپاي هنردرماني به شيوه امروزي كه روش‌هاي مختلف هنردرماني و تحليل رواني را شامل مي‌شود، از دو قرن پيش قابل بررسي است. در سال 1942 دانشمندي به‌نام ريد Read، استفاده از…

سایکودرام

روانشناسی نسل آینده

سایکودرام,تئاتر درمانی,
جملات ناب:
موضوعات
آرشیو مطالب
برچسب ها :

سایکودرام

,

تئاتر درمانی

,
سایکودرام

روانشناسی نسل آینده

تاریخچه ی سایکودرام

اگرچه پيشينة هنر درماني به دهة 50 ميلادي يعني تقريباً 23 قرن قبل

باز‌مي‌گردد، اما، ردپاي هنردرماني به شيوه امروزي كه روش‌هاي مختلف

هنردرماني و تحليل رواني را شامل مي‌شود، از دو قرن پيش قابل بررسي

است. در سال 1942 دانشمندي به‌نام ريد Read، استفاده از هنر به عنوان

يك علم پايه‌اي در آموزش و پرورش را مورد تاكيد قرار داد. وي معتقد بود

«هنر بايد پايه و اساس آموزش و پرورش را تشكيل دهد» همچنين: «در هر

كاري كه ما انجام‌ مي‌دهيم، هنر براي ارضاء احساسات ما وجود دارد.» با اين

وجود، دنيا هنوز به اهميت كاربرد هنر در روان‌درماني، پي نبرده بود، تا اينكه

در سال 1981 اين رشته علمي به عنوان يك روش درمان، رسماً پذيرفته

شد و در بسياري از بيمارستانها، كلينيك‌ها و مراكز آموزشي مطرح و

به‌كارگرفته شد. در سال 1989، ادواردزEdwards ، با توصيف وضع هنر و

ديوانگي در قرون هيجده و نوزده ميلادي، نشان داد كه چگونه انديشه‌ها و

تصورات ديگر حوزه‌ها از جمله سنت‌هاي مذهبي و انسان‌شناسي زمينة

محكم و استادانه‌اي براي هنردرماني ايجاد مي‌كند. وي با بررسي تاريخ هنر

و تاريخ روان‌پزشكي نتيجه‌مي‌گيرد كه ريشه‌هاي اين روش در نئوكلاسيسم

قرن هيجده نهفته است. در آن زمان بشر با روئت تصاوير ترسيمي به وضع

روحي هم‌نوع خود پي‌مي‌برده است.

هنردرماني شامل واسطه‌هاي هنري است كه از طريق آن درمان‌جو

مي‌تواند درون خود را آشكار نمايد و درمانگر نيز در مقابل، قادر است رفتار او

را تجزيه و تحليل و ارزيابي مي‌كند. «هنر» مي‌تواند ظهور تجارب و

احساسات دروني را سبب شود. تجارب و احساسات دروني كه گاه به

شكل بي‌نظم ممكن است ابراز شود؛ در فرآيند هنر، به شكل منظم‌تري

خود را نشان مي‌دهند. مواد هنري، وسايل قابل لمسي را در اختيار ما

مي‌گذارند كه جنبه‌هاي آگاهانه و ناآگاهانة فرد را نشان مي‌دهند. اين

واسطه‌هاي هنري در واقع بهانه‌اي است كه درمانگر بتواند درمانجو را مورد

مطالعه قرار دهد.

يكي ازويژگي‌هاي هنردرماني اين است كه امكان كار با گروه‌هاي مختلف را

فراهم مي‌سازد و تمامي‌ گروه‌هاي سني از كودك تا مسن را تحت پوشش

قرار مي‌دهد. براساس نظريه هنردرمان‌ها كارهنري، علاوه بر بالفعل كردن

توانايي‌هاي دروني فرد، تعادل و هماهنگي بين انرژي‌هاي فيزيكي و

احساسي ايجاد مي‌كند و فعاليتي التيام‌آور و تسكين دهنده است.

 درمان‌جو يا مددجو، هركسي مي‌تواند باشد. بيماران رواني، افراد معلول

( جسمي و ذهني)، زندانيان، افرادي كه تحت‌تاثير آسيب‌هاي اجتماعي‌

بوده‌اند و حتي افرادي كه شامل هيچ‌يك از موارد فوق نمي‌شوند، اما از

زندگي خود رضايت ندارند. اين افراد مي‌توانند تحت درمان توسط‌ هنردرماني

قرار گيرند.

چايكوفسكي مي‌گويد:« نهال يك تصنيف به طور ناگهاني و غيرمنتظره به

وجود مي‌آيد. اگر خاك مستعد باشد،‌ اين نهال ريشه دوانده و رشد مي‌كند و

شاخه و برگ مي‌دهد. اين تعبير من از خلق يك اثر هنري است. مهم‌ترين

مسئله براي رشد و نمو اين نهال، زمان مناسب آن است، پس از آن همه

چيز خود به خود شكل مي‌گيرد.» به‌همين ترتيب اگر درمانگر نيز  فضاي

سالمي براي درمانجو فراهم كند، زمينة مساعد براي درمان را به‌وجود آورده

است. اين‌كه درمانگر از كدام‌يك از روش‌ درماني استفاده كند مهم نيست،

مهم اين است كه او زمينه‌اي را براي درمانجو يا بيمار فراهم كند تا او با

گذشتة خويش آشنا شود. اين فرآيند به‌وجود آورندة زمينة اعتماد‌به‌نفس در

درمانجو است، كه از آن طريق، احساس خواهد كرد مي‌تواند همه چيز را

براي درمانگر بيان كند.

درمانگران علاوه‌بر اينكه آموزش‌هايي را بصورت آكادميك در علوم هنر و

روان‌شناسي ديده‌اند اطلاعات وسيعي در مورد اقوام مختلف و بافت سنتي

اقشار مختلف جامعه، دارند. درمانگران عموماً متناسب با شرايط روحي و

جسماني درمانجو و با لحاظ كردن سن و توانايي هاي او به‌صورت فردي و در

قالب تيم، يكي از روش‌هاي هنردرماني ( موسيقي‌درماني، نقاشي‌درماني،

قصه‌درماني، رنگ‌درماني، تئاتردرماني و…)را براي درمان انتخاب مي‌كنند.

تئاتردرماني يكي از شيوه‌هاي هنردرماني است كه زيرمجموع «گروه

درماني»ها (گروه‌هاي تحليل ارتباط‌متقابل، گروه‌هاي خودياري، روان‌كاوي،

تئاتردرماني و موسيقي‌درماني) قرار مي‌گيرد.اين شيوه  از جمله روش‌هاي

روان‌درماني است كه داراي جذابيت‌هايي براي متخصصان روان‌درماني و

مددجوها است.

انديشة تئاتردرماني براي اولين‌بار از سوي جاكوب لوي مورنو به‌هنگام

مشاهده و مطالعه و تحليل بازي‌هاي كودكان شكل گرفت. مورنو(متولد سال

188۲، بخارست) هم‌زمان با تحصيل در دانشكده پزشكي، وارد فعاليت‌هاي

اجتماعي شد و به همراه پزشكان با گروهِ درماني كوچكي به نام «ياري به

خود» كار در زمينه گروه درماني را آغاز كرد. اين فعاليت مورنو شروع روان

درماني گروهي و همچنين مثال اوليه‌اي از روان پزشكي اجتماعي است كه

در تاريخ رشد روان درماني ثبت شده‌است.

مورنو اولين مركز رسمي تئاتردرماني را در سال 1936 در «باكون» حومه

نيويورك افتتاح كرد. رشد تئاتردرماني، با كارهاي مورنو در زمينه فلسفه، روان

درماني گروهي، جامعه‌شناسي، نظريه‌هاي شخصيت و

روان‌شناختي‌اجتماعي به‌شدت درهم تنيده شده‌است.

در ايران اولين  ثمرة تئاتردرماني در سال 1382 به وقوع پيوست.«و…اما…

انسان» اولين حركت نمايش درماني در كشور، به نويسندگي و كارگرداني

ميركمال ميرنصيري و با همت و همياري آسايشگاه خيريه كهريزك موفق

شد در جشنواره مهرآيين(تابستان 82) جايزه ويژة هيئت داوران را به‌خاطر

بكارگيري روش‌هاي دقيق تعليم و آفرينش اثري جذاب، اثرگذار و انساني را

به‌خود اختصاص دهد. همچنين در اين جشنواره، ميركمال ميرنصيري جايزة

اول كارگرداني را به خود اختصاص داد.

نمايش و…اما…انسان تاكنون در مراكز علمي و فرهنگي مختلفي از‌جمله:

بيماستان روزبه، دانشگاه تهران، دانشگاه شهيد بهشتي، سالن مولوي،

فرهنگسراي هنر و فرهنگسراي بهمن به روي صحنه رفته است. آقاي

ميراحمدلو مديريت فرهنگسراي بهمن با حمايت بي‌دريغ خود نه‌تنها سالن

چارلي‌چاپلين را به مدت 10 شب متوالي در اختيار اين گروه قرارداد بلكه با

اختصاص مبلغ 10 ميليون ريال به بازيگران نمايش «و…اما…انسان» و اعضاي

آن به آسايشگاه خيريه كهريزك، بر حمايت و پشتيباني موكد خود و

فرهنگسراي بهمن، از اين حركت بديع تاكيد كرد.

و…اما… انسان اگرچه اولين حركت تئاتردرماني دركشور بود، اما در گام

نخست خوش ‌درخشيدو حركتي بديع و نو در عرصه بهداشت و درمان كشور

محسوب مي‌شود.

آشنایی با سایکو درام

پرستو اسکیان، کارشناس ارشد مشاوره

در بين روشهاي درماني متداول،‌ گروه درماني، ‌مهمترين تحولي است كه در

حيطه روان درماني بوجود آمده است. محبوبيت اين نوع درمان عمدتا ناشي

از اين اعتقاد است كه مشكلات رواني اساسا مشكلات "بين اشخاصي"

است، يعني در رابطه با ديگران بروز مي كند، لذا درمان آنها هم بايد در جو

"بين اشخاصي" يعني رابطه با ديگران صورت گيرد. مورينو پيشگام نهضت

گروه درماني مي گويد: "مردم در گروه بيمار مي شوند؛ پس چرا در گروه

درمان نشوند" (ثنائي، 1380 ).

"در بين روشهاي مشاوره گروهي، سايكودرام[1] (روان نمايشگري) يك

رويكرد غني و ويژه است كه از تصويرسازي ذهني، تخيل، اعمال بدني و

پوياييهاي گروه استفاده مي كند و تركيبي است از هنر، بازي، حساسيت

عاطفي و تفكر صريح. از نظر تاريخي اين روش، اولين روش "عملي" واقعي

در درمان بود كه توسط مبدعش، جاكوب ال. مورينو معرفي شد" (واينر،

1999، ص. 125). سايكودرام، شكلي از بازي نقش است كه افراد در

جلسات گروه، با راهنمايي درمانگر (كارگردان) و با همكاري افراد ياريگر و در

حضور عده اي، نقشهاي متفاوتي را بازي مي كنند. اين نقشها ممكن

است، ‌نقش خودشان در موقعيتهاي مختلف يا نقش ديگران از جمله افراد

مهم زندگي آنها باشد. نمايش ممكن است مربوط به رويدادي از گذشته فرد

و يا رويدادي باشد كه هنوز اتفاق نيفتاده و مراجع با نگراني منتظر وقوع آن

است (ترول، 2001). همچنين نمايش مي تواند مربوط به زندگي واقعي،

زندگي رؤيايي و يا حتي تخيلات يا توهمات فرد باشد. تعداد افراد شركت

كننده در گروههاي سايكودرام ـ با تركيبهاي متفاوت ـ‌ بين حداقل 7 و حداكثر

15 نفر مي باشد (اسكاتگني، 2002 ).

از اهداف مهم سايكودرام مي توان به تسهيل رهاكردن احساسات حبس

شده، كمك به مراجع براي كسب رفتارهاي جديد و مؤثرتر،‌ گشودن راههاي

نامكشوف حل تعارضات و همچنين شناخت ابعاد غالب خويشتن اشاره كرد

(گيبسون[2] و ميشل[3]، 1990، ترجمه ثنائي، 1380).

در روان نمايشگري به فرد كمك مي شود تا با تجسم و بازي كردن يك

مساله به جاي فقط صحبت كردن در مورد آن (روان درماني نوع مرسوم)

مساله را بازنگري كرده، براي آن راه حل مناسب پيدا كند. فرد با درگيرشدن

در سطح فعاليتهاي فيزيكي نسبت به دنياي دروني و عاطفي خود پذيرش و

دسترسي آسانتري مي يابد. به عبارت ديگرهنگامي كه تفكري تجسم مي

يابد تا ديگران نظاره گر آن باشند و مورد پذيرش فرد هم واقع مي شود،

واقعي تر بنظر مي رسد. اين مفهوم عملي و نظري كاربرد مهمي در درمان

و تعليم و تربيت دارد. مورينو چنين تمايلي را عطش اجرا مي نامد و مي

گويد: «مردم بيشتر نياز دارند كه واكنش ها و نيازهاي خود را عملي سازند

تا اينكه فقط در مورد آنها حرف بزنند» (بلانر، 1383).

روان نمايشگري به عنوان روشي براي تمرين زندگي بدون اشتباه كردن و

مورد تنبيه واقع شدن تعريف شده است. اين اجرا در يك گروه اتفاق مي افتد

و راهي است براي نگاه كردن به زندگي يك نفر چنان كه هست (هولمز و

كارپ، 1991)

اركان روان نمايشگري

*پروتاگونيست[4]يا شخص اول (درمان شونده اصلي): در زبان يوناني به

معناي «نخستين شخص در اجراي نمايش» است و در روان نمايشگري به

شخصي گفته مي شود كه نقش اصلي را به عهده دارد و موقعيتهايي از

زندگي اش را به نمايش مي گذارد.

*كارگردان: در روان نمايشگري، كارگردان، درمانگري است كه شخص اول را

در استفاده از روش هاي روان نمايشگري و به منظور بازنگري مساله اش

هدايت مي كند. و مهمترين نقش او، زمينه سازي براي ايجاد خودجوشي و

خلاقيت در شخص اول و ساير اعضاي گروه است.

* خود هاي ياريگر2[5]: افرادي از اعضای گروه هستند كه با راهنمايي

كارگردان و در كنار پروتاگونيست به ايفاي نقش افراد مهم زندگي او مي

پردازند. خود ياريگر مي تواند در نقش اجزاي دروني شخص اول و يا نقشهاي

خيالي زندگي او نيز به ايفاي نقش بپردازد(هارولد و همکاران، 1993 ).

* حضار[6]: افرادي از گروه هستند كه در مدت اجراي نمايش حضور دارند و

نمايش را تماشا مي كنند. اين افراد بر خلاف تماشاگران تئاتر معمولي با

حضور فعال خود در قسمتهاي مختلف و مخصوصا در مرحله مشاركت،

پروتاگونيست را در شناخت احساساتش ياري مي دهند و خود نيز به

شناخت بهتري از خويش دست مي يابند.

* صحنه: صحنه روان نمايشگري ممكن است در هر جايي كه مراجعين

حضور دارند واقع شود، در مرکز مشاوره، يا اگر لازم باشد در محل تحصیل یا

محيط كارشان(هارولد و همکاران،1993).

مراحل روان نمايشگري

به طور كلي هر جلسه سايكودرام از سه مرحله تشكيل مي شود:

 1ـ مرحله گرم كردن يا آماده سازي[7]

گرم شدن لازمه نخستين گام هر فعاليت گروهي است و شامل بيان

اطلاعاتي درباره گروه (مانند طول مدت گروه، اهداف كلي و نوع گروه) توسط

رهبر گروه، آشناسازي افراد با يكديگر و سپس روشن سازي وظائف افراد

است. گرم كردن باعث برانگيختن خود جوشي و خلاقيت در افراد، تسهيل

تعاملات درون گروه و افزايش اعتماد بين اعضاء مي‌شود. در اين مرحله پ

روتاگونيست انتخاب مي‌شود و خود را براي ورود به صحنه آماده مي كند.

 2ـ اجرا[8]

فرايند روان نمايشگري پس از مرحله گرم شدن گروه و انتخاب

پروتاگونيست، وارد دومين مرحله خود يعني اجرا مي شود و كشمكش هاي

رواني (تعارضات) فرد با ارائه نمونه مشخص و بازسازي صحنه تا حد امكان

دوباره تعريف مي شود. پروتاگونيست در ابتداي مرحله اجرا، ضمن صحبت با

كارگردان، زمان، مكان، صحنه و خودهاي ياريگر را براي بازي نقشهاي

مقابلش انتخاب مي كند. انتخاب افراد ياريگر توسط پروتاگونيست اطلاعات مهمي در مورد افراد مهم زندگي او و همچنين ارتباطاتش با ساير اعضاي

گروه در اختيار كارگردان قرار مي دهد. در ابتداي مرحله اجرا كارگردان سعي

مي كند تا با كمك پروتاگونيست صحنه را تا جايي كه امكانات موجود اجازه

مي دهد، مطابق صحنه واقعي بازسازي كند. به عنوان مثال نحوه قرارگرفتن

افراد در صحنه نمايش و حالتهاي بدني آنها از اهميت ويژه اي برخوردار

است. گاهي حتي اطلاعات جزئي به اندازه اطلاعات كلي مهم است.

تمام اين تلاشها به اين منظور صورت مي گيرد كه صحنه براي پروتاگونيست

تا حد ممكن واقعي بنظر برسد (هارولد و همكاران، 1993).

 3ـ مشاركت[9]

مشاركت مرحله نهايي فرايند روان نمايشگري است. در اين مرحله مركزيت

توجه از پروتاگونيست به سوي بقيه گروه تغيير مي كند. از اعضاي گروه

دعوت مي شود كه احساسات و تجربياتشان را در پاسخ به كار

پروتاگونيست ارائه دهند. وقتي اعضاي گروه در طول مرحله اجرا با

پروتاگونيست و با يكديگر تعامل برقرار مي كنند، احساساتي را كشف مي

كنند و بينشهايي درباره زندگي خود و ارتباطشان با ديگران بدست مي آورند

كه نياز است در مورد همه آنها در گروه بحث و تبادل نظرصورت گيرد. مرحله

مشاركت به انجام اين كار كمك مي كند (جرشوني، 2003).

نكته بسيار مهم طي مرحله مشاركت اينست كه اعضاي گروه مشكلات

رفتاري يا عاطفي پروتاگونيست را مورد تفسير يا تجزيه و تحليل قرار ندهند

(هولمز و کارپ،1991).

فنون سايكودرام

كارگردان در طول مرحله اجرا از فنون مختلفي براي رسيدن به اهداف

درماني روان نمايشگري بهره مي گيرد كه اين فنون عبارتند از:

* فن وارونگي نقش1[10]( نقش معكوس): در اين فن پروتاگونيست و ياريگر

مقابلش نقشهايشان را با هم تعويض مي كنند. به اين صورت كه شخص

الف (پروتاگونيست) نقش شخص ب (خود ياريگر) و شخص ب نيز نقش

شخص الف را مي پذيرد. اين تعويض نقش همراه با جابجايي مكان فيزيكي

اين دو نفر در صحنه صورت مي گيرد. پروتاگونيست ضمن اجراي اين فن و

قرار گرفتن در نقش ديگران مي‌تواند رفتارش را از نگاه آنها مشاهده كند و به

درك و بينش عميقتري دست يابد.

* فن بدل1:[11] در اين فن، خود ياريگر بعنوان بخشي از شخصيت

(موجوديت) دروني پروتاگونيست به ايفاي نقش مي پردازد. بدل، پشت سر

يا در كنار پروتاگونيست مي ايستد و به دنبال او حركت مي كند و به بيان

احساسات و عواطفي از شخص اول مي پردازد كه او از وجود آنها آگاه

نيست و يا از بيانشان امتناع مي كند. (هارولد و همکاران،1993).

* فن بدلهاي متعدد[12]: در اين فن تعدادي از اعضاء بخشهاي مختلف

شخصيت كلي پروتاگونيست را به نمايش مي گذارند.

* فن آينه32:[13] از اين فن هنگامي استفاده مي شود كه پروتاگونيست

قادر به بيان مساله خود نيست، و يك ياريگر به جاي او ايفاي نقش مي كند.

در فن آينه پروتاگونيست از صحنه بيرون مي رود و ياريگر در نقش او، رفتارها

و عواطفش را بازي مي كند چنانكه گويي پروتاگونيست خود را در آينه مي

بيند (نوابي نژاد، 1383).

* فن خود گويي1:[14] در اين فن، پروتاگونيست افكار و احساساتش را با

صداي بلند بيان مي كند، با اين فرض ضمني كه ديگران آنها را نمي شنوند.

استفاده از اين فن براي انتقال افكار پنهان از عمق به سطح، بسيار مفيد

است.

* فن تحقق خود[15] (خودبازنمايي): در اين فن پروتاگونيست، ادراكات كاملا

خصوصي و منحصر به فردي كه از خود و يا ديگران دارد به نمايش مي گذارد

و در واقع همه نقشها را آنگونه كه مي پسندد بازي مي كند.

* فن فرافكني به آينده[16]: اين فن به پروتاگونيست كمك مي كند كه

پيشگويي خود را در مورد آينده اش ارائه دهد. پروتاگونيست هنگام اجراي

اين فن، راههاي مواجهه با موقعيتهاي آينده را فرا مي گيرد و بخشي از

دلهره هاي وي، پيش از درگيري واقعي با آن موقعيت ها از بين مي رود.

* فن توهم نمايي[17]: اين فن در مورد مراجعاني بكار مي رود كه دنيايي پر

از توهم دارند و در زندگي خود صحنه هايي غيرعادي را تجربه مي نمايند. در

اين صورت اين توهمات و هذيان ها را به نمايش در مي‌آورند (فتحي، 1380).

* فن روياي روان نمايشگري: در اين فن پروتاگونيست به جاي بازگوكردن

رؤياهايش، آنها را با كمك خودهاي ياريگر، به طور عملي اجرا مي كند (نوابي

نژاد، 1383

منابع

ـ بلانر، آ. (1383). درون پردازي، روان درماني با شيوه هاي نمايشي

(تئاتردرماني). ترجمه حسن حق شناس و حميد اشكاني. تهران: انتشارات

رشد.

ـ ثنائي، ب. (1380). مقدمه اي بر روان درماني خانواده. در روان درماني

خانواده. جي‌هي‌لي. تهران: انتشارات اميركبير.

ـ فتحي، ط. (1380). پسيكودرام. تهران: انتشارات سفيد هنر.

ـ گيبسون، ر. و ميشل، ام. مباني مشاوره و راهنمايي. ترجمه باقر ثنائي،

1380. تهران: مؤسسه انتشارات بعثت.

ـ نوابي نژاد، ش. (1383). نظريه هاي مشاوره و روان درماني گروهي.

تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت).

 

 

محل تلاقي روان‌شناسي و هنر 
تئاتردرماني يا سايكو‌درام اصطلاحي تقريبا جديد است كه به تازگي وارد ادبيات روان‌شناسي ايران شده است و اكثريت جامعه از اثرات اين نوع روان‌درماني و ماهيت آن بي‌خبر هستند. مسلما هر بار كه نام تئاتردرماني را مي‌شنويم شايد بي‌آنكه معناي دقيق آن را بدانيم تلفيقي از امكانات مشترك هنر تئاتر و علوم روان‌شناسي براي ما تداعي شود. اما در روان‌شناسي، تئاتردرماني را اين‌گونه تعبير كرده‌اند كه عبارت است از يك روش گروه‌درماني كه خصوصيات برجسته شخصيت، ارتباطات بين فردي، تعارضات، كشمكش‌هاي رواني و اختلالات افراد توسط روش‌هاي مخصوص نمايش مورد مشاهده و بررسي قرار مي‌گيرد. در مورد تاريخچه و كاربرد تئاتردرماني با دكتر بهناز بهدادفر، سايكودراماتيست، گفت‌وگويي انجام داده‌ايم كه در زير مي‌خوانيد.

‌‌‌ 
‌مي‌توانيد تاريخچه كوتاهي از تئاتردرماني در جهان و ايران ارائه دهيد؟
تئاتر يكي از هنرهاي نمايشي است كه انسان را بيش از ساير هنرها به خود مجذوب كرده است. ارسطو اولين شخصي بود كه جذابيت اين هنر نمايشي را مورد تحليل و بررسي قرار داد و گفت: «زماني كه آدميان گرد هم مي‌آيند تا نمايشي را تماشا كنند، ناخواسته با قهرمانان نمايش پيوند مي‌يابند و همان‌طور كه بازيگران در صحنه نمايش با ناملايمات سرنوشت به پيكار مي‌پردازند، تماشاگران نيز در پيكاري دروني درگير مي‌شوند كه از خلال اين فرآيند مفهوم همسان‌سازي يا هم‌ذات‌پنداري شكل مي‌گيرد و نتيجه آن پالايش و صيقل يافتن روح تماشاگران استپس بايد گفت كه تئاتر خصلتي درمانگر و تسكين‌دهنده دارد

مفهوم پالايش كه نخستين بار توسط ارسطو به‌كار بسته شد و تكامل يافت در روان‌درمانگري امروز به موضوعي بنيادين بدل شده است. سرانجام دكتر لوي مورنو (اهل روماني) اساس نظريه تئاتردرماني يا سايكو‌درام را در سال 1921 در وين پايه‌گذاري كرد. وي جزو دسته از افرادي بود كه روش تحليل فرويد را قبول نداشت و معتقد بود كه خلاقيت و عمل در تئاتر خودانگيخته است و باعث درمان اختلالات مي‌شود. مورنو بعدها به آمريكا مهاجرت و سايكو درام را در كلينيكي مشهور در نيويورك پايه‌گذاري كرد كه تا به امروز آموزش تئاتردرماني در اين كلينيك ادامه دارد. اما متاسفانه تئاتردرماني در ايران هنوز جا نيفتاده است چراكه سايكو‌درام يكي از روان‌درماني‌هاي جديد است كه وارد روان‌شناسي شده، به همين دليل تعداد سايكودراماتيست‌ها در جامعه ما بسيار اندك هستند. از اين رو جامعه ايران با اين شيوه روان‌درماني آشنايي چنداني ندارد

‌از ديد شما به‌عنوان يك سايكودراماتيست، تئاتردرماني چيست؟
محل تلاقي روان‌شناسي و هنر؛ شايد بهتر آن است كه بگوييم تلاقي روان‌شناسي و تئاتر است. سايكودرماني از جمله روان‌درماني‌هاي بسيار موثري است كه نتايج ثمربخش آن در پيشگيري و درمان مسايل رواني و اجتماعي به اثبات رسيده است. تئاتردرماني، نمايشنامه‌اي است كه سناريو را خود مراجعه‌كننده با كمك بقيه مراجعان كه در گروه نقش تماشاگر را دارند در صحنه بازي مي‌كند

آیا ‌تئاتردرماني نسبت به ساير روان‌درماني‌ها و گروه‌درماني‌هاي ديگر امتيازي دارد؟
تئاتردرماني، حافظه هيجاني و احساسي افراد را كه در نيمكره راست مغز واقع شده در صحنه به همراه نيمكره چپ كه واقعيت‌هاي روزمره و منطقي است، وارد بازي مي‌كند. در واقع سايكو‌درام محل تلاقي نيمكره راست و نيمكره چپ مغز است كه اين مساله يعني بازي دادن نيمكره راست مغز باعث شده كه اين نوع شيوه روان‌درماني نسبت به ساير روان‌درماني‌ها برتري داشته باشد

‌سايكو درام در چه زمينه از درمان اختلالات كاربرد دارد؟ 
متاسفانه تحول روان‌شناختي همه افراد بدون عيب و نقص تحقق نمي‌يابد. بسياري از افراد هرگز فرصت پرداختن به بخش‌هايي از تحول عاطفي، شناختي و اجتماعي خود را به دست نمي‌آورند. صحنه تئاتردرماني فرصت مجددي در اختيار اين افراد قرار مي‌دهد تا اين جنبه فراموش‌شده خود را كشف كنند. بايد اشاره كرد كه سايكودراما در درمان همه نوع اختلالات كاربرد داشته و محدوديتي در اين زمينه ندارد. البته موثرترين كاربرد آن براي مشكلات روابط بين فردي است چراكه در صحنه ما رابطه «من» و «تو» را به عمل مي‌آوريم، علاوه بر اين در درمان اختلالات شخصيتي و هيجاني نيز كاربرد دارد چراكه تئاتردرماني از همه فنون و تئوري‌هاي روان‌شناسي كمك مي‌گيرد.
تئاتردرماني همچنين براي افرادي كه دچار اختلالات پس از سانحه يا اختلالات پس از استرس شده‌اند از جمله براي جانبازان و كساني كه در جنگ صدمات روحي ديده‌اند بسيار مفيد و نتيجه‌بخش است. بارها شده كه در روان‌درماني‌هاي فردي، من به‌عنوان يك درمانگر به بن‌بست رسيده‌ام اما زماني كه مراجعه‌كننده را وارد تئاتردرماني كرده‌ام كاملا جواب گرفته‌ام و علت آن هم اين است كه سايكو‌درام از موثرترين درمان‌هاست چراكه فرد را درگير اجرا مي‌كند

‌ 
تئاتردرماني بيشتر به روان‌شناسي نزديك است يا روانپزشكي؟
از آنجا كه تئاتردرماني جزو روان‌درماني‌هاست زيرمجموعه روان‌شناسي محسوب مي‌شود. البته ناگفته نماند ما مراجعاني داريم كه تحت نظر روانپزشك و دارودرماني هستند اما بنا به دستور روانپزشك‌شان به تئاتردرماني روي آورده‌اند. معمولا نمي‌توان بين روان‌شناسي و روانپزشكي در اين زمينه تمايز قايل شد. از ديد من يك جور تعصب است كه بگوييم فقط اين يا فقط آن

 
‌گروه‌هاي تئاتردرماني از چه اجزا و اركاني تشكيل شده است؟ 
اجزاي گروه تئاتردرماني شامل 1-مراجعه‌كننده (بازيگر) 2-كارگردان (درمانگر) 3-صحنه 4-تماشاگران كه با بازيگر همانند‌سازي مي‌كنند، هستند كه در واقع در يك مرحله آنها جزو حضار و تماشاگران هستند و در مرحله ديگر بازيگر. آنچه در تئاتردرماني مهم است، خودانگيختگي و خلاقيت است كه مراجعه‌كننده در خود صحنه فرصت پرداختن به بخش‌هايي از تحول عاطفي و شناختي پيدا مي‌كند و صحنه نمايش فرصت مجددي در اختيار فرد قرار مي‌دهد تا جنبه‌هايي از وجود خود را كه كشف نكرده يا فراموشش كرده، پيدا كند
تئاتردرماني همچنين داراي سطوح سه‌گانه صحنه است كه عبارتند از
سطح اوليه كه شامل مرحله آمادگي در جلسات اول است كه به مسايل و خاطرات كم‌اهميت و رويدادهايي كه در زمان حال است، مي‌پردازد. سطح دوم، خاطرات مهم، مشكلات و تعارض‌هايي كه نزديك به گذشته فرد است مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد و سطح آخر كه به‌عنوان دروني‌ترين سطح مربوط به بحران‌ها و ضربه‌هايي است كه مربوط به گذشته‌هاي دور است

‌تئاتردرماني در چند جلسه محدود مي‌شود؟ 
تعداد جلسات سايكودرام محدوديتي ندارد. ممكن است از يك كارگاه يك روزه باشد تا... . تجربه شخصي من نشان داده كه حداقل بايد فرد براي درمان در چهار جلسه از تئاتردرماني شركت كند

‌مراجعه‌كننده چه زماني اين نياز را در خود مي‌بيند كه براي درمان از گروه‌هاي تئاتردرماني كمك بگيرد؟
در كل مشاور يا روانپزشك فرد بايد اين نياز را تشخيص بدهد كه بيمارش به تئاتردرماني احتياج دارد يا اينكه ما مراجعاني داشته‌ايم كه قبل از رفتن پيش روان‌شناس يا روانپزشك مستقيم سراغ تئاتردرماني آمده‌اند كه بايد درمانگر در يكي، دو جلسه، شرح حال وي را مورد بررسي و تحليل قرار دهد و ببيند كه نياز به سايكو درام دارد يا خير

میگنا: در اوایل قرن بیستم، دکتر ژاکوپ لوی مورنو اساس نظریه سایکودرام را در وین بنیان گذاشتدکتر ژاکوپ سایکو درام رو علم کشف حقیقت نامید. شاخه اى که امروز با عنوان کلى «نمایش روانشناختى» (سایکودرام) شناخته مى شود
اگرچه تصور عمومى از تئاتر، اجراى نمایش بر صحنه و براى تماشاگر است اما واقعیت این است که از حدود دهه سوم قرن بیستم، شکل دیگرى از نمایش پا به عرصه گذاشت که تماشاگر در آن جایى نداشت. نمایشى که ابداع آن را به ابتکارات خاص «مورنو» نسبت مى دهند. مورنو روانشناسى شیفته نمایش بود که در فلسفه، جامعه شناسى و مذهب نیز مطالعاتى عمیق داشت و صاحب نظر بود. او پى برد که هنر نمایش ظرفیت هاى مهمى براى هدف هاى روانشناختى دارد، و به دنبال آن دست به ابداع تمرین و بازى هایى نمایشى زد که منجر به ایجاد شاخه خاص در نمایش شد. شاخه اى که امروز با عنوان کلى «نمایش روانشناختى» (سایکودرام) شناخته مى شوددر این فعالیت نمایشى تماشاگرى در کار نیست و یک گروه به بازى هاى نمایشى در جمع خود و براى خود مى پردازد و موضوع آن زندگى و تمایلات خود گروه بازیگران است. ویژگى دیگر و بسیار خاص این نوع نمایش، نتیجه و کاربرد خاص آن است. نتیجه و کاربردى که اگر نتوان گفت در اجراى نمایش صحنه اى و براى تماشاگر به کلى غایب است، مى توان گفت که ابعاد و تعریف آن با اینگونه نمایش شباهتى ندارد و به عبارتى نتیجه حاصل از این نمایش از جنس و جوهر ویژه خود برخوردار است، نتیجه اى که اولاً مستقیماً متوجه همان بازیگرانى است که در جمع خود بازى مى کنند و دوماً نتیجه اى اصولاً از جنس دستاوردهایى است که روانشناسى به دنبال آن است. اصطلاح فارسى «نمایش روانشناختى» برابر نهادى آزاد براى سایکودرام (psychodrama) است، این واژه انگلیسى تا مدت ها (حتى گاهى امروزه) به «تئاتردرمانى» یا «نمایش درمانى» ترجمه شده است
اما واقعیت این است که «نمایش درمانى» فقط جزیى و شاخه اى در درون این مفهوم است. خود این واژه اشاره اى مستقیم یا تخصصى به «نمایش درمانى» ندارد و ترکیبى ساده از دو واژه عام «نمایش» و «روان» (روان _نمایش) است.
دکتر حسن حق شناس و دکتر حمید اشکانى که از اولین کسانى هستند که به ترجمه هاى تخصصى در این زمینه پرداخته اند، در پیش گفتار کتاب «درون پردازى» (که ویرایش قدیمى تر آن در سال ۱۳۷۰ با نام «تئاتردرمانى»به چاپ رسیده است) چنین مى گویند: «واژه «تئاتردرمانى» در مقابل «سایکودرام» تا حدودى نارسا است و سپس اضافه مى کنند: ««سایکودرام» به بیماران محدود نمى شود، بلکه این پدیده در موقعیت هاى آموزشى، مشاور ازدواج و مشکلات مراکز صنعتى به کار مى آید.» 
به این مجموعه مى توان اضافه کرد که این نمایش در بسیارى زمینه هاى مشاوره و نیز آنچه که امروز به عنوان«مهارت هاى رفتارى» شناخته مى شود و همچنین توسعه و شکوفایى عواملى مثل احساس، ادراک، شناخت و تخیل برنامه هاى اساسى دارد، ضمن آنکه تفریح و تفننى است که در بازسازى آرامش و تعادل روانى به خوبى موثر است. از همین رو «سایکودرام» بسیار فراتر از حوزه «نمایش درمانى» است و این شیوه تنها شاخه اى از آن است و برابر نهاد «نمایش روانشناختى» با درونمایه و اصل واژه «سایکودرام» همخوان تر است.
اما کاربرد «نمایش درمانى» در ایران بسیار محدود بوده و هست. یکى دو نهاد موجود نیز در واقع به عنوان نهادهاى نمونه اى فعالیت مى کنند. «نمایش درمانى» از روش شناسى تخصصى و خاص خود برخوردار است و جلسات آن را کارگردانى که متخصص روانشناسى بالینى و یا متخصص در گرایشى که روانشناسى شخصیت زمینه اصلى آن است هدایت مى کند. میگنا دات آی آر.وى البته باید در زمینه نمایش نیز از شناخت تخصصى لازم برخوردار باشد و مانند کارگردان هنرى تئاتر، توان مقدمه چینى و برانگیختن درون بازیگر و ایجاد میل و شوق به بازى خلاق را داشته باشد. او باید رفتارها، معانى نهفته و عواطف را به زبان نمایشى (دراماتیک) بشناسد و اتفاقات زنده و فى البداهه جریان بازى را به شکلى خلاق جزیى از بازى و نمایشى کند که با هدفى درمانى جریان دارد و به اصطلاح با کالبدشناسى رویدادها که طى آن هدفى روانشناختى با زبانى نمایشى دنبال مى شود آشنایى کافى داشته باشد و در همه این زمینه ها دستیار یا دستیاران خود را به خوبى به کار گیرد
جنبه دیگرى از «نمایش روانشناختى» شاخه بسیار مهم «نمایش شکوفایى» یا «نمایش خلاقیت» (creative drama) است که با نام «تئاتر خلاق» نیز معرفى مى شود، نامى که هر چند ترجمه واژه به واژه امانت دارى است اما گمان نمى کنم مفهوم آن را به درستى منتقل کند. این شیوه نمایشى بر حوزه سنى کودکان تا جوانان تاکید خاصى دارد و بیشتر تمرکز این نوشته نیز متوجه آن است. در این نمایش آنگونه که در «نمایش درمانى» رایج است کار تخصصى روانشناختى به طور مستقیم مطرح نیست، بلکه روانشناسى در طرح و برنامه ریزى هاى کلان آن نقش اساسى دارد. برنامه هاى این تئاتر، رها شدن در دنیایى از بازى هاى حرکتى، شعر و ترانه و بازى هاى نمایشى است، در بازى هاى حرکتى، هدف هایى مانند رسیدن به رشد و خلاقیت ذهنى و جسمى (و در مسیرى از ساده به پیچیده) دنبال مى شود. در تمرین هایى مثل بازى هاى نمایشى، مهارت هاى رفتار و شناختى که با هدف درک روشن تر فرد از خود، به خصوص جنبه هاى پنهان مانده خود (از جمله استعدادها، خواسته ها و عواطفى که همیشه به راحتى خود را نشان نمى دهند) و نیز درک بهتر دیگران و محیط و یا پس زدن بعضى عوامل مزاحم درونى که راه بروز توانایى هاى نهفته در شخص را مى بندند، که از آن جمله مى توان به رشد مهارت هاى لازم براى کار گروهى اشاره کرد. به طورى که فرد با مهارت و تسلط بیشترى در جمع و با جمع کار، زندگى، شادى، رقابت و همکارى کند.
از جهتى دیگر این بازى هاى نمایشى عرصه اى براى برون ریزى هیجان ها است، که یکى از نیازهاى زیستن است، زیرا عواطف، غرایز و نیروهاى درونى ما چنان زایش و انباشتگى پربارى دارند که فعالیت هاى عادى زیستن نمى تواند آنها را به خوبى آزاد کند و تعادل لذت بخش و آرام کننده اى بسازد و این کار نمایشى با رهاسازى فرد در دنیایى از شعر و ترانه، حرکت، بازى و نمایش مانند فعالیت هاى دیگرى همچون ورزش، تفریح، آثار هنرى، هم صحبتى (که به خصوص زن ها از آن بهره مى برند)، از جمله بسترهاى لذت بخش رهاسازى هیجان ها است و این برنامه نمایشى در محدوده ماهیت و تعریف خود سهمى از این نقش را برآورده مى کند.  
درکل تئاتر درمانی تلفیقی از هنر تئاتر و دانش روانشناسی است که روی بیما­رهای جسمی تاثیرمستقیم ندارد، مگر بیماریهایی که ریشه روان­- ­تنی یا ریشه تمارض داشته باشند. یعنی فرد به دلیل مشکلات و مسائل روحی و روانی­اش خود را بیمارنشان دهد.
سایکو درام مستقیماً روی روان انسان تاثیرمی گذارد و دریک محیط امن و دربسته امکان تمرین زندگی را فراهم می­آورد تا بیماران موقعیت­­هایی را تجربه کنند که در زندگی واقعی  تجربه آن امکان پذیر نیست،این تجربیات اگر در زندگی واقعی روی دهد ممکن است برای اشخاص عواقب سنگینی را به همراه داشته باشد

آدمی که دچار اختلال خلقی یا عصبی است، پرخاشگراست، خجالتی و کم رو یا حتی پرحرف است، مشکلاتش را از طریق تئاتردرمانی قابل حل است. در واقع تئاتر درمانی بیماریهای پیشرفته روانی که نمی توان ریشه آن را پیدا کرد بسیار موثر است  البته با کمی دقت تفاوتهای بسیاری بین تئاتر درمانی و سایکو درام هست. بدین صورت که درسایکودرام کارگردان به صورت گفتگو وارد عمل می شود و بیشتر سوال می پرسد و با تکنیکهای خاص سعی در بهبود بیمار دارد. مثل تکنیک صندلی داغ که فرد می نشیند و افراد مختف این اجازه را دارند تا ازاو سوالات بیشماری کنند و او بدون هیچ ترس و واهمه ای به آنها جواب دهد. اما در تئاتردرمانی، کارگردان بیشتر فضا می‌سازد و درمانجو را از طریق فضاهایی که ایجاد می کند به عکس العمل وا می دارد. در واقع به این صورت که با پخش موسیقی و حرکات که خود کارگردان وارد صحنه می شود بقیه هم از درون به این خواسته می­رسند و وارد بازی می­شود که همه چیز درهمان ابتدا درمان محسوب می­شود....  

-
فرزانه نيكروح‌متين- شرق 1567
-
میگنا

 

 

 

 

 

تئاتردرمانی یا سایکو‌درام psychodrama

در این فعالیت نمایشى تماشاگرى در کار نیست و یک گروه به بازى هاى نمایشى در جمع خود و براى خود مى پردازد و موضوع آن زندگى و تمایلات خود گروه بازیگران است.

محل تلاقی روان‌شناسی و هنر 
تئاتردرمانی یا سایکو‌درام اصطلاحی تقریبا جدید است که به تازگی وارد ادبیات روان‌شناسی ایران شده است و اکثریت جامعه از اثرات این نوع روان‌درمانی و ماهیت آن بی‌خبر هستند. مسلما هر بار که نام تئاتردرمانی را می‌شنویم شاید بی‌آنکه معنای دقیق آن را بدانیم تلفیقی از امکانات مشترک هنر تئاتر و علوم روان‌شناسی برای ما تداعی شود. اما در روان‌شناسی، تئاتردرمانی را این‌گونه تعبیر کرده‌اند که عبارت است از یک روش گروه‌درمانی که خصوصیات برجسته شخصیت، ارتباطات بین فردی، تعارضات، کشمکش‌های روانی و اختلالات افراد توسط روش‌های مخصوص نمایش مورد مشاهده و بررسی قرار می‌گیرد. در مورد تاریخچه و کاربرد تئاتردرمانی با دکتر بهناز بهدادفر، سایکودراماتیست، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

‌‌‌ 
‌می‌توانید تاریخچه کوتاهی از تئاتردرمانی در جهان و ایران ارائه دهید؟
تئاتر یکی از هنرهای نمایشی است که انسان را بیش از سایر هنرها به خود مجذوب کرده است. ارسطو اولین شخصی بود که جذابیت این هنر نمایشی را مورد تحلیل و بررسی قرار داد و گفت: «زمانی که آدمیان گرد هم می‌آیند تا نمایشی را تماشا کنند، ناخواسته با قهرمانان نمایش پیوند می‌یابند و همان‌طور که بازیگران در صحنه نمایش با ناملایمات سرنوشت به پیکار می‌پردازند، تماشاگران نیز در پیکاری درونی درگیر می‌شوند که از خلال این فرآیند مفهوم همسان‌سازی یا هم‌ذات‌پنداری شکل می‌گیرد و نتیجه آن پالایش و صیقل یافتن روح تماشاگران استپس باید گفت که تئاتر خصلتی درمانگر و تسکین‌دهنده دارد

مفهوم پالایش که نخستین بار توسط ارسطو به‌کار بسته شد و تکامل یافت در روان‌درمانگری امروز به موضوعی بنیادین بدل شده است. سرانجام دکتر لوی مورنو (اهل رومانی) اساس نظریه تئاتردرمانی یا سایکو‌درام را در سال 1921 در وین پایه‌گذاری کرد. وی جزو دسته از افرادی بود که روش تحلیل فروید را قبول نداشت و معتقد بود که خلاقیت و عمل در تئاتر خودانگیخته است و باعث درمان اختلالات می‌شود. مورنو بعدها به آمریکا مهاجرت و سایکو درام را در کلینیکی مشهور در نیویورک پایه‌گذاری کرد که تا به امروز آموزش تئاتردرمانی در این کلینیک ادامه دارد. اما متاسفانه تئاتردرمانی در ایران هنوز جا نیفتاده است چراکه سایکو‌درام یکی از روان‌درمانی‌های جدید است که وارد روان‌شناسی شده، به همین دلیل تعداد سایکودراماتیست‌ها در جامعه ما بسیار اندک هستند. از این رو جامعه ایران با این شیوه روان‌درمانی آشنایی چندانی ندارد

‌از دید شما به‌عنوان یک سایکودراماتیست، تئاتردرمانی چیست؟
محل تلاقی روان‌شناسی و هنر؛ شاید بهتر آن است که بگوییم تلاقی روان‌شناسی و تئاتر است. سایکودرمانی از جمله روان‌درمانی‌های بسیار موثری است که نتایج ثمربخش آن در پیشگیری و درمان مسایل روانی و اجتماعی به اثبات رسیده است. تئاتردرمانی، نمایشنامه‌ای است که سناریو را خود مراجعه‌کننده با کمک بقیه مراجعان که در گروه نقش تماشاگر را دارند در صحنه بازی می‌کند

آیا ‌تئاتردرمانی نسبت به سایر روان‌درمانی‌ها و گروه‌درمانی‌های دیگر امتیازی دارد؟
تئاتردرمانی، حافظه هیجانی و احساسی افراد را که در نیمکره راست مغز واقع شده در صحنه به همراه نیمکره چپ که واقعیت‌های روزمره و منطقی است، وارد بازی می‌کند. در واقع سایکو‌درام محل تلاقی نیمکره راست و نیمکره چپ مغز است که این مساله یعنی بازی دادن نیمکره راست مغز باعث شده که این نوع شیوه روان‌درمانی نسبت به سایر روان‌درمانی‌ها برتری داشته باشد

‌سایکو درام در چه زمینه از درمان اختلالات کاربرد دارد؟ 
متاسفانه تحول روان‌شناختی همه افراد بدون عیب و نقص تحقق نمی‌یابد. بسیاری از افراد هرگز فرصت پرداختن به بخش‌هایی از تحول عاطفی، شناختی و اجتماعی خود را به دست نمی‌آورند. صحنه تئاتردرمانی فرصت مجددی در اختیار این افراد قرار می‌دهد تا این جنبه فراموش‌شده خود را کشف کنند. باید اشاره کرد که سایکودراما در درمان همه نوع اختلالات کاربرد داشته و محدودیتی در این زمینه ندارد. البته موثرترین کاربرد آن برای مشکلات روابط بین فردی است چراکه در صحنه ما رابطه «من» و «تو» را به عمل می‌آوریم، علاوه بر این در درمان اختلالات شخصیتی و هیجانی نیز کاربرد دارد چراکه تئاتردرمانی از همه فنون و تئوری‌های روان‌شناسی کمک می‌گیرد.
تئاتردرمانی همچنین برای افرادی که دچار اختلالات پس از سانحه یا اختلالات پس از استرس شده‌اند از جمله برای جانبازان و کسانی که در جنگ صدمات روحی دیده‌اند بسیار مفید و نتیجه‌بخش است. بارها شده که در روان‌درمانی‌های فردی، من به‌عنوان یک درمانگر به بن‌بست رسیده‌ام اما زمانی که مراجعه‌کننده را وارد تئاتردرمانی کرده‌ام کاملا جواب گرفته‌ام و علت آن هم این است که سایکو‌درام از موثرترین درمان‌هاست چراکه فرد را درگیر اجرا می‌کند

‌ 
تئاتردرمانی بیشتر به روان‌شناسی نزدیک است یا روانپزشکی؟
از آنجا که تئاتردرمانی جزو روان‌درمانی‌هاست زیرمجموعه روان‌شناسی محسوب می‌شود. البته ناگفته نماند ما مراجعانی داریم که تحت نظر روانپزشک و دارودرمانی هستند اما بنا به دستور روانپزشک‌شان به تئاتردرمانی روی آورده‌اند. معمولا نمی‌توان بین روان‌شناسی و روانپزشکی در این زمینه تمایز قایل شد. از دید من یک جور تعصب است که بگوییم فقط این یا فقط آن

 
‌گروه‌های تئاتردرمانی از چه اجزا و ارکانی تشکیل شده است؟ 
اجزای گروه تئاتردرمانی شامل 1-مراجعه‌کننده (بازیگر) 2-کارگردان (درمانگر) 3-صحنه 4-تماشاگران که با بازیگر همانند‌سازی می‌کنند، هستند که در واقع در یک مرحله آنها جزو حضار و تماشاگران هستند و در مرحله دیگر بازیگر. آنچه در تئاتردرمانی مهم است، خودانگیختگی و خلاقیت است که مراجعه‌کننده در خود صحنه فرصت پرداختن به بخش‌هایی از تحول عاطفی و شناختی پیدا می‌کند و صحنه نمایش فرصت مجددی در اختیار فرد قرار می‌دهد تا جنبه‌هایی از وجود خود را که کشف نکرده یا فراموشش کرده، پیدا کند
تئاتردرمانی همچنین دارای سطوح سه‌گانه صحنه است که عبارتند از
سطح اولیه که شامل مرحله آمادگی در جلسات اول است که به مسایل و خاطرات کم‌اهمیت و رویدادهایی که در زمان حال است، می‌پردازد. سطح دوم، خاطرات مهم، مشکلات و تعارض‌هایی که نزدیک به گذشته فرد است مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد و سطح آخر که به‌عنوان درونی‌ترین سطح مربوط به بحران‌ها و ضربه‌هایی است که مربوط به گذشته‌های دور است

‌تئاتردرمانی در چند جلسه محدود می‌شود؟ 
تعداد جلسات سایکودرام محدودیتی ندارد. ممکن است از یک کارگاه یک روزه باشد تا... . تجربه شخصی من نشان داده که حداقل باید فرد برای درمان در چهار جلسه از تئاتردرمانی شرکت کند

‌مراجعه‌کننده چه زمانی این نیاز را در خود می‌بیند که برای درمان از گروه‌های تئاتردرمانی کمک بگیرد؟
در کل مشاور یا روانپزشک فرد باید این نیاز را تشخیص بدهد که بیمارش به تئاتردرمانی احتیاج دارد یا اینکه ما مراجعانی داشته‌ایم که قبل از رفتن پیش روان‌شناس یا روانپزشک مستقیم سراغ تئاتردرمانی آمده‌اند که باید درمانگر در یکی، دو جلسه، شرح حال وی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و ببیند که نیاز به سایکو درام دارد یا خیر

میگنا: در اوایل قرن بیستم، دکتر ژاکوپ لوی مورنو اساس نظریه سایکودرام را در وین بنیان گذاشتدکتر ژاکوپ سایکو درام رو علم کشف حقیقت نامید. شاخه اى که امروز با عنوان کلى «نمایش روانشناختى» (سایکودرام) شناخته مى شود
اگرچه تصور عمومى از تئاتر، اجراى نمایش بر صحنه و براى تماشاگر است اما واقعیت این است که از حدود دهه سوم قرن بیستم، شکل دیگرى از نمایش پا به عرصه گذاشت که تماشاگر در آن جایى نداشت. نمایشى که ابداع آن را به ابتکارات خاص «مورنو» نسبت مى دهند. مورنو روانشناسى شیفته نمایش بود که در فلسفه، جامعه شناسى و مذهب نیز مطالعاتى عمیق داشت و صاحب نظر بود. او پى برد که هنر نمایش ظرفیت هاى مهمى براى هدف هاى روانشناختى دارد، و به دنبال آن دست به ابداع تمرین و بازى هایى نمایشى زد که منجر به ایجاد شاخه خاص در نمایش شد. شاخه اى که امروز با عنوان کلى «نمایش روانشناختى» (سایکودرام) شناخته مى شوددر این فعالیت نمایشى تماشاگرى در کار نیست و یک گروه به بازى هاى نمایشى در جمع خود و براى خود مى پردازد و موضوع آن زندگى و تمایلات خود گروه بازیگران است. ویژگى دیگر و بسیار خاص این نوع نمایش، نتیجه و کاربرد خاص آن است. نتیجه و کاربردى که اگر نتوان گفت در اجراى نمایش صحنه اى و براى تماشاگر به کلى غایب است، مى توان گفت که ابعاد و تعریف آن با اینگونه نمایش شباهتى ندارد و به عبارتى نتیجه حاصل از این نمایش از جنس و جوهر ویژه خود برخوردار است، نتیجه اى که اولاً مستقیماً متوجه همان بازیگرانى است که در جمع خود بازى مى کنند و دوماً نتیجه اى اصولاً از جنس دستاوردهایى است که روانشناسى به دنبال آن است. اصطلاح فارسى «نمایش روانشناختى» برابر نهادى آزاد براى سایکودرام (psychodrama) است، این واژه انگلیسى تا مدت ها (حتى گاهى امروزه) به «تئاتردرمانى» یا «نمایش درمانى» ترجمه شده است
اما واقعیت این است که «نمایش درمانى» فقط جزیى و شاخه اى در درون این مفهوم است. خود این واژه اشاره اى مستقیم یا تخصصى به «نمایش درمانى» ندارد و ترکیبى ساده از دو واژه عام «نمایش» و «روان» (روان _نمایش) است.
دکتر حسن حق شناس و دکتر حمید اشکانى که از اولین کسانى هستند که به ترجمه هاى تخصصى در این زمینه پرداخته اند، در پیش گفتار کتاب «درون پردازى» (که ویرایش قدیمى تر آن در سال ۱۳۷۰ با نام «تئاتردرمانى»به چاپ رسیده است) چنین مى گویند: «واژه «تئاتردرمانى» در مقابل «سایکودرام» تا حدودى نارسا است و سپس اضافه مى کنند: ««سایکودرام» به بیماران محدود نمى شود، بلکه این پدیده در موقعیت هاى آموزشى، مشاور ازدواج و مشکلات مراکز صنعتى به کار مى آید.» 
به این مجموعه مى توان اضافه کرد که این نمایش در بسیارى زمینه هاى مشاوره و نیز آنچه که امروز به عنوان«مهارت هاى رفتارى» شناخته مى شود و همچنین توسعه و شکوفایى عواملى مثل احساس، ادراک، شناخت و تخیل برنامه هاى اساسى دارد، ضمن آنکه تفریح و تفننى است که در بازسازى آرامش و تعادل روانى به خوبى موثر است. از همین رو «سایکودرام» بسیار فراتر از حوزه «نمایش درمانى» است و این شیوه تنها شاخه اى از آن است و برابر نهاد «نمایش روانشناختى» با درونمایه و اصل واژه «سایکودرام» همخوان تر است.
اما کاربرد «نمایش درمانى» در ایران بسیار محدود بوده و هست. یکى دو نهاد موجود نیز در واقع به عنوان نهادهاى نمونه اى فعالیت مى کنند. «نمایش درمانى» از روش شناسى تخصصى و خاص خود برخوردار است و جلسات آن را کارگردانى که متخصص روانشناسى بالینى و یا متخصص در گرایشى که روانشناسى شخصیت زمینه اصلى آن است هدایت مى کند. میگنا دات آی آر.وى البته باید در زمینه نمایش نیز از شناخت تخصصى لازم برخوردار باشد و مانند کارگردان هنرى تئاتر، توان مقدمه چینى و برانگیختن درون بازیگر و ایجاد میل و شوق به بازى خلاق را داشته باشد. او باید رفتارها، معانى نهفته و عواطف را به زبان نمایشى (دراماتیک) بشناسد و اتفاقات زنده و فى البداهه جریان بازى را به شکلى خلاق جزیى از بازى و نمایشى کند که با هدفى درمانى جریان دارد و به اصطلاح با کالبدشناسى رویدادها که طى آن هدفى روانشناختى با زبانى نمایشى دنبال مى شود آشنایى کافى داشته باشد و در همه این زمینه ها دستیار یا دستیاران خود را به خوبى به کار گیرد
جنبه دیگرى از «نمایش روانشناختى» شاخه بسیار مهم «نمایش شکوفایى» یا «نمایش خلاقیت» (creative drama) است که با نام «تئاتر خلاق» نیز معرفى مى شود، نامى که هر چند ترجمه واژه به واژه امانت دارى است اما گمان نمى کنم مفهوم آن را به درستى منتقل کند. این شیوه نمایشى بر حوزه سنى کودکان تا جوانان تاکید خاصى دارد و بیشتر تمرکز این نوشته نیز متوجه آن است. در این نمایش آنگونه که در «نمایش درمانى» رایج است کار تخصصى روانشناختى به طور مستقیم مطرح نیست، بلکه روانشناسى در طرح و برنامه ریزى هاى کلان آن نقش اساسى دارد. برنامه هاى این تئاتر، رها شدن در دنیایى از بازى هاى حرکتى، شعر و ترانه و بازى هاى نمایشى است، در بازى هاى حرکتى، هدف هایى مانند رسیدن به رشد و خلاقیت ذهنى و جسمى (و در مسیرى از ساده به پیچیده) دنبال مى شود. در تمرین هایى مثل بازى هاى نمایشى، مهارت هاى رفتار و شناختى که با هدف درک روشن تر فرد از خود، به خصوص جنبه هاى پنهان مانده خود (از جمله استعدادها، خواسته ها و عواطفى که همیشه به راحتى خود را نشان نمى دهند) و نیز درک بهتر دیگران و محیط و یا پس زدن بعضى عوامل مزاحم درونى که راه بروز توانایى هاى نهفته در شخص را مى بندند، که از آن جمله مى توان به رشد مهارت هاى لازم براى کار گروهى اشاره کرد. به طورى که فرد با مهارت و تسلط بیشترى در جمع و با جمع کار، زندگى، شادى، رقابت و همکارى کند.
از جهتى دیگر این بازى هاى نمایشى عرصه اى براى برون ریزى هیجان ها است، که یکى از نیازهاى زیستن است، زیرا عواطف، غرایز و نیروهاى درونى ما چنان زایش و انباشتگى پربارى دارند که فعالیت هاى عادى زیستن نمى تواند آنها را به خوبى آزاد کند و تعادل لذت بخش و آرام کننده اى بسازد و این کار نمایشى با رهاسازى فرد در دنیایى از شعر و ترانه، حرکت، بازى و نمایش مانند فعالیت هاى دیگرى همچون ورزش، تفریح، آثار هنرى، هم صحبتى (که به خصوص زن ها از آن بهره مى برند)، از جمله بسترهاى لذت بخش رهاسازى هیجان ها است و این برنامه نمایشى در محدوده ماهیت و تعریف خود سهمى از این نقش را برآورده مى کند.  
درکل تئاتر درمانی تلفیقی از هنر تئاتر و دانش روانشناسی است که روی بیما­رهای جسمی تاثیرمستقیم ندارد، مگر بیماریهایی که ریشه روان­- ­تنی یا ریشه تمارض داشته باشند. یعنی فرد به دلیل مشکلات و مسائل روحی و روانی­اش خود را بیمارنشان دهد.
سایکو درام مستقیماً روی روان انسان تاثیرمی گذارد و دریک محیط امن و دربسته امکان تمرین زندگی را فراهم می­آورد تا بیماران موقعیت­­هایی را تجربه کنند که در زندگی واقعی  تجربه آن امکان پذیر نیست،این تجربیات اگر در زندگی واقعی روی دهد ممکن است برای اشخاص عواقب سنگینی را به همراه داشته باشد

آدمی که دچار اختلال خلقی یا عصبی است، پرخاشگراست، خجالتی و کم رو یا حتی پرحرف است، مشکلاتش را از طریق تئاتردرمانی قابل حل است. در واقع تئاتر درمانی بیماریهای پیشرفته روانی که نمی توان ریشه آن را پیدا کرد بسیار موثر است  البته با کمی دقت تفاوتهای بسیاری بین تئاتر درمانی و سایکو درام هست. بدین صورت که درسایکودرام کارگردان به صورت گفتگو وارد عمل می شود و بیشتر سوال می پرسد و با تکنیکهای خاص سعی در بهبود بیمار دارد. مثل تکنیک صندلی داغ که فرد می نشیند و افراد مختف این اجازه را دارند تا ازاو سوالات بیشماری کنند و او بدون هیچ ترس و واهمه ای به آنها جواب دهد. اما در تئاتردرمانی، کارگردان بیشتر فضا می‌سازد و درمانجو را از طریق فضاهایی که ایجاد می کند به عکس العمل وا می دارد. در واقع به این صورت که با پخش موسیقی و حرکات که خود کارگردان وارد صحنه می شود بقیه هم از درون به این خواسته می­رسند و وارد بازی می­شود که همه چیز درهمان ابتدا درمان محسوب می­شود....  


علی پورهمت مرکید(علی خندان)

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی